سوالات متداول درباره همباشی (ازدواج سفید)

پرسش‌های مربوط به چیستی و چگونگی همباشی
ازدواج سفید چیست؟

ازدواج سفید عبارتی است که در ایران معمولا با مفاهیم و معانی متعددی مورد استفاده قرار گرفته است. اما در اصل اشاره به معنای واژۀ “Cohabitation”  دارد که در فارسی برابر با “همباشی” است.

این عبارت نه تنها به صورت عرفی و در میان عامه مردم بلکه در ادبیات پژوهشی و متون علمی ایران نیز رواج دارد.

اما اینکه چرا واژۀ Cohabitation در ایران به “ازدواج سفید” معروف شده، جای تعجب و تامّل است. چون نه در ظاهر کلمه و نه در مفهوم، هیچ ارتباطی با ازدواج و سفیدی ندارد.

Cohabitation یا همباشی چیست؟

همباشی نوعی زندگی مشترک است که طرفین بدون ازدواج با یکدیگر زندگی می‌کنند و در طول این مدّت همچون دو نفری که ازدواج کرده‌اند اجازه و امکان ارتباط جنسی با یکدیگر دارند.

به عبارت دیگر 3 رکن اصلی دارد: زندگی مشترک، ارتباط جنسی و بدون ازدواج.

کدام مرجع، واژۀ همباشی را برای کلمه Cohabitation معادل‌سازی کرده است؟

فرهنگستان زبان و ادب فارسی، وظیفۀ واژه‌سازی و معادل‌یابی در ترجمه از زبان‌های دیگر به زبان فارسی را به عهده دارد. بر همین اساس، واژۀ همباشی، مصوّبِ این فرهنگستان در حوزۀ علوم سلامت است.

البته معدودی از کتابهای دانشنامه‌ای یا تخصصی توسط برخی از اساتید ترجمه شده که در آن‌ها معادل فارسی کلمۀ Cohabitation، کلماتی غیر از همباشی است. اما با توجه به اینکه فرهنگستان مرجع معادل سازی کلمات غیر فارسی در کشور است باید وحدت رویه را حفظ کرد.

آیا تعریف واژۀ همباشی هم توسط فرهنگستان زبان و ادب فارسی انجام شده است؟

خیر. فرهنگستان تنها وظیفه واژه‌سازی و معادل‌یابی به زبان فارسی را بر عهده دارد. تعریف کلمات باید بر اساس تعاریف انجام شده در زبان اصلی انجام شود.

تعریف ارائه شده برای همباشی باید بر اساس چه منابعی باشد؟

با توجه به مبداء پیدایش همباشی در غرب و تاریخ گسترش آن در تمدّن غربی، باید لغت‌نامه‌ها، دانشنامه‌ها، مقالات و کتاب‌های تخصصی که در بستر علمی غرب شکل گرفته‌اند، مرجع تعریف باشند. این منابع نیز بیشتر به زبان‌هائی با ریشۀ لاتین هستند.

آیا کلمه Cohabitation معنای دیگری به جز همباشی هم دارد؟

این واژه به طور عمومی به معنای زندگی مشترک و همزیستی استفاده می‌شود. همچون کسانی که با وجود اختلاف در مذهب و اعتقادات، در کنار یکدیگر زندگی می‌کنند. و یا احزاب سیاسی مخالف که در کنار هم فعالیت دارند. و حتی برای زندگی انسان در کنار حیوانات خانگی هم استفاده می‌شود.

 اما در حوزه مفاهیم مرتبط با زندگی مشترک دو نفر، همانگونه که بیان شد به معنای نوعی زندگی مشترک توافقی و بدون ازدواج است.

آیا عبارت "ازدواج سفید" می‌تواند ترجمۀ عبارت انگلیسی"White Marriage" باشد؟

خیر. عبارت “White Marriage” در هیچیک از لغت‌نامه‌ها و دانشنامه‌های انگلیسیِ رایج و معروف وجود ندارد. همچنین در هیچ مقاله و یا کتاب تخصصی به زبان‌های غیر فارسی هم دیده نمی‌شود. در واقع عبارت ازدواج سفید، ترجمه هیچ عبارت یا واژۀ لاتینی نیست و عبارتی بی‌ریشه و بی‌مسمّاست.

چگونه است که در بعضی از گزارش‌های خبری خارجی و یا خلاصه مقالات به زبان غیر فارسی، از عبارت "White Marriage" استفاده می‌شود؟

عبارت white marriage در واقع برای عبارت فارسی ازدواج سفید، معادل سازی انگلیسی شده است. به عبارت دیگر از یک عبارت فارسی، یک عبارت انگلیسی ساخته‌اند. اگر خیلی خوش بینانه نگاه کنیم، باید گفت که رواج عبارت ازدواج سفید در ایران موجب شده تا انگلیسی زبان‌ها و مترجمین هم از معادل سازی انگلیسی این عبارت به جای واژۀ Cohabitation استفاده کنند. نکتۀ مهم آن است که قدمت عبارت white Marriage بیش از چند سال نیست و بیشتر در ترجمۀ متون فارسی به انگلیسی دیده می‌شود.

آیا عبارت "ازدواج سفید" می‌تواند ترجمه عبارت انگلیسی " White Wedding" باشد؟

خیر. این عبارت انگلیسی تقریبا در همه لغت‌نامه‌های انگلیسی اینگونه ترجمه شده است: ازدواجی است که عروس لباس رسمی سفید می‌پوشد و مراسم در کلیسا برگزار می‌شود. به عبارت دیگر ازدواجی همراه با تشریفات مشخص است و ارتباطی با همباشی ندارد.

آیا عبارت "ازدواج سفید" می‌تواند ترجمه عبارت فرانسوی "Mariage Blanc" باشد؟

خیر. این عبارت فرانسوی به معنای ازدواج صوری، مصلحتی و ناتمام است. این نوع ازدواج بیشتر برای رفع مشکلات اداری، سهولت در مهاجرت، اخذ تابعیّت و موارد مشابه انجام می‌شود. در این نوع ازدواج چه بسا هیچ زندگی مشترکی تشکیل نشود و قصد طرفین نیز همسر گزینی نیست اما از لحاظ قانونی، رسمی و معتبر است. در هر حال هیچ ارتباطی با همباشی ندارد.

پرسش‌های مربوط به اهداف همباشی و انتظارات از این سبک زندگی
آیا همباشی در غرب بخشی از مسیر ازدواج است؟

تا چندین دهۀ قبل، اگر بعد از 2 تا 3 سال، رابطه همباشی به جدائی ختم نمی‌شد، تعدادی از همباشی‌ها به ازدواج منتهی می‌شدند. اما امروزه همباشی بیشتر به عنوان سبکی از زندگی و جایگزینی برای ازدواج انتخاب می‌شود. کسانی که در این نوع ارتباط هستند حتی فرزندان خود را هم در همین شرایط تربیت می‌کنند و معمولا برنامه‌ای برای ازدواج ندارند.

آیا کسانی که در رابطۀ همباشی زندگی می‌کنند، همه از جهت اهداف یکسان‌اند؟

کسانی که در رابطۀ همباشی‌اند را میتوان به چند گروه تقسیم کرد:

  • کسانی که با علم کامل به ماهیت همباشی، وارد چنین زندگی مشترکی شده‌اند. میدانند که ازدواج نکرده‌اند و هیچ قصد ازدواجی هم حتی در آینده ندارند.
  • کسانی که با تصور افسانه‌ای، همباشی طولانی مدت یعنی ازدواج، در این رابطه هستند. اگرچه باور آن سخت است اما هنوز عده‌ای هستند با این تصور که: همباشی طولانی مدت آنها یعنی اینکه ازدواج کرده‌اند و زن و شوهر شده‌اند. چنین تصوری در هیچ کشوری پشتیبانی حقوقی و قانونی ندارد و با آنها مثل افراد ازدواج کرده برخورد نمی‌شود.
  • کسانی که در رابطۀ همباشی‌اند به قصد ازدواج در آینده. این گروه با علم به ماهیت همباشی وارد این رابطه می‌شوند اما فرضشان بر این است که اگر در رابطه همباشی موفق بودیم آن را تبدیل به ازدواج می‌کنیم. به عبارت دیگر همباشی مقدمه‌ای است برای ازدواج. بدیهی است که تصمیم آیندۀ آنها تأثیری در ماهیت ارتباط فعلی آنها ندارد.
  • به تازگی اینطور بیان شده است که همباشی، بیشتر بخشی از فرهنگ دوست‌یابی است تا ازدواج. به عبارت دیگر عده‌ای برای دوست‌یابی وارد چنین رابطه‌ای می‌شوند. در این گروه حتی قصد ادامۀ زندگی مشترک هم جدی نیست.
  • عده‌ای هم معتقدند که همباشی بیشتر جایگزینی برای مجردی است تا ازدواج. به عبارت دیگر کسی که وارد رابطۀ همباشی شده اصلا قصد ازدواج و یا زندگی مشترک ندارد اما برای فرار از تنهائی و مجردی به همباشی روی آورده است.
آیا همباشی توانسته است مسائل و مشکلات اقتصادی یک زندگی مشترک را حذف کند و یا حداقل کاهش دهد؟

خیر. در همه جای دنیا، مشکلات اقتصادی یکی از چالش‌های جدی هر جوانی برای تشکیل زندگی مشترک است. به خصوص تهیه مسکن از شاخص‌ترین مسائل اقتصادی پیش روی جوانان است.

در ابتدا تصور می‌شد که همباشی با سادگی و آسانی‌اش می‌تواند این مشکلات را حذف کند و یا کاهش دهد. اما نتایج تحقیقات بر روی تجربۀ زندگیِ به سبکِ همباشیِ میلیونها نفر نشان داد که چنین هدفی محقق نشد. چرا که :

  • زندگی مشترک به هر نوعی که باشد، از جهت مالی، حداقل‌هائی را نیاز دارد و همباشی نیز از این جهت مستثنی نبود. حذف مخارج غیر ضروری در ابتدای زندگی، ربطی به همباشی ندارد و در شروع هر نوع زندگی مشترکی می‌تواند انجام شود.
  • راه حل بسیاری از مشکلات اقتصادی در ابتدای هر زندگی مشترکی، همدلی و همراهی طرفین و صبر و شکیبائی است. و چنین راه حلی برای کسانی که در رابطه همباشی هستند بسیار ضعیف و کم رنگ است. چرا که آنها از همان ابتدا امیدی به ادامه این مسیر ندارند و از خود گذشتگی و تحمل مشکلات و صبر در چنین سبکی از زندگی مفهومی ندارد.
  • تحمل سختی‌ها برای رفع مشکلات اقتصادی زندگی مشترک، نیازمند مسئولیت‌پذیری جدی طرفین است. چنین عنصری در رابطۀ همباشی به شدت کمیاب است. زیرا همباشی بهترین بستر برای عدم مسئولیت پذیری است.
  • حساب و کتاب مسائل مالی در زندگی مشترک به سبک همباشی، به شدت دقیق و حساس است. زیرا طرفین همیشه آمادۀ جدائی هستند و سعی می‌کنند به گونه‌ای عمل کنند که در صورت جدائی، کمترین آسیب اقتصادی متوجه آنان شود. به همین خاطر معمولا سرمایه‌گذاری مشترکی برای رفع موانع اقتصادی و یا برنامه‌های بلند مدت وجود ندارد و هر یک از طرفین در حداقل ممکن از خود مایه می‌گذارد.

تحقیقات نشان داده است که بنیۀ اقتصادی خانواده‌های حاصل از ازدواج، به مراتب قوی‌تر از زندگی‌های مشترک حاصل از همباشی است.

وضعیت رضایت از زندگی، ارضای غرایز و عواطف در یک زندگی مبتنی بر همباشی چگونه است؟

نتایج تحقیقات به وضوح بیانگر آن است که سطح رضایتمندی از زندگی، کیفیت زندگی و شادی افرادی که در رابطۀ همباشی هستند از جهت ارضای غرایز و عواطف، پائین‌تر از کسانی است که ازدواج کرده‌اند. میزان خشونت و بد رفتاری در اینگونه زندگی‌ها به مراتب بیش از یک خانوادۀ معمولی است. میزان آشتی بعد از دعواهای معمول در زندگی مشترک، در روابط همباشی به طور محسوسی کمتر از ازدواج است. افسردگی و مصرف مواد مخدر در کسانی که در روابط همباشی هستند به مراتب بیشتر است.

 هر یک از طرفین همباشی می‌دانند که طرف مقابل احتمالا روابط دیگری را نیز تجربه می‌کند. عدم اطمینان از ادامه زندگی مشترک، سطح بالای بی‌ثباتی و عدم مسئولیت‌پذیری، روابط آنها را به شدت تحت تأثیر می‌گذارد.

با وجود تمام ناکامی‌های همباشی در تحقق اهدافی که برای آن فرض شده بود، آیا در آینده باز هم مورد استقبال خواهد بود؟

به چند نکته باید توجه کرد:

  • در طول تاریخ همۀ اقوام و ملل، گزارش‌هائی مبنی بر وجود روابط بین زن و مرد، خارج از چارچوب ازدواج، وجود داشته و به نظر می‌رسد در آینده نیز وجود خواهد داشت. بر همین اساس در تعالیم دینی، تدابیری پیش بینی شده تا این روابط را مهار و به حداقل برساند.

اما هیچگاه بنا بر هم‌ردیفی و یا جایگزینی اینگونه روابط به جای ازدواج نبوده است. در صورتیکه همباشی در غرب، هم اکنون جایگزین بخش قابل توجهی از ازدواج‌ها شده است و بر گره‌های کور کلاف سر در گم روابط لجام گسیختۀ زن و مرد غربی، افزوده است. از این جهت، همباشی پدیده‌ای خلاف نظام آفرینش جهان هستی و انسان، و محکوم به حذف شدن است.

  • بعضی از محققان بر این باورند که واکنش‌های بنیادگرایانه‌ای در مقابل تغییرات ارزشی پساماتریالیسیتی رخ خواهد داد، و پدیده‌هائی همچون همباشی، محدود خواهند شد.
  • غرب هم اکنون به دنبال گزینه‌های دیگری به جای همباشی است تا بتواند روابط لجام گسیخته زن و مرد را مهار کند. زندگی‌های مشترک مبتنی بر مراقبت از یکدیگر، یکی از همین گزینه‌هاست.
با وجود تمام ناکامی‌های همباشی در تحقق اهدافی که برای آن فرض شده بود، آیا در آینده باز هم مورد استقبال خواهد بود؟

به چند نکته باید توجه کرد:

  • در طول تاریخ همۀ اقوام و ملل، گزارش‌هائی مبنی بر وجود روابط بین زن و مرد، خارج از چارچوب ازدواج، وجود داشته و به نظر می‌رسد در آینده نیز وجود خواهد داشت. بر همین اساس در تعالیم دینی، تدابیری پیش بینی شده تا این روابط را مهار و به حداقل برساند.

اما هیچگاه بنا بر هم‌ردیفی و یا جایگزینی اینگونه روابط به جای ازدواج نبوده است. در صورتیکه همباشی در غرب، هم اکنون جایگزین بخش قابل توجهی از ازدواج‌ها شده است و بر گره‌های کور کلاف سر در گم روابط لجام گسیختۀ زن و مرد غربی، افزوده است. از این جهت، همباشی پدیده‌ای خلاف نظام آفرینش جهان هستی و انسان، و محکوم به حذف شدن است.

  • بعضی از محققان بر این باورند که واکنش‌های بنیادگرایانه‌ای در مقابل تغییرات ارزشی پساماتریالیسیتی رخ خواهد داد، و پدیده‌هائی همچون همباشی، محدود خواهند شد.
  • غرب هم اکنون به دنبال گزینه‌های دیگری به جای همباشی است تا بتواند روابط لجام گسیخته زن و مرد را مهار کند. زندگی‌های مشترک مبتنی بر مراقبت از یکدیگر، یکی از همین گزینه‌هاست.
آیا عبور از همباشی، تنها در حد نظریه‌پردازی است یا در زندگی عمومی مردم غرب هم نمود دارد؟

هم نظر سنجی‌ها و هم رفتار مردم حاکی از آن است که همباشی نتوانسته پاسخگوی انتظارات انتزاعی از این سبک زندگی باشد.

به طور مثال نتایج یک نظر سنجی در آمریکا بیانگر آن است که، نظرات منفی مردم دربارۀ همباشی و مادران مجردی که فرزندانشان را به تنهائی بزرگ می‌کنند، در حال بروز بیشتر و جدی شدن است. در سال 2018 تنها 40 درصد از مردم نسبت به این دو پدیده اظهار نظر منفی داشتند. اما در سال 2021 تنها در طول سه سال، 47 درصد از مردم ، این پدیده‌ها را برای جامعه مضر دانسته‌اند.

از طرف دیگر تحقیقات در فاصله زمانی 1990 تا 2019 در آمریکا نشان میدهد که میزان ازدواج برای سنین 25 تا 54 سال به میزان 14 درصد کاهش یافته است. نکته مهم آن است که تنها 35 درصد از این افت به واسطه همباشی جبران شده و 65 درصد به طور کلی زندگی مشترک را کنار گداشته‌اند. به عبارت دیگر همباشی نه تنها گزینۀ مناسبی برای زندگی مشترک نبوده، حتی رجحانی به زندگی مجردی هم نداشته است.

وضعیت فرزندان متولد شده در زندگی‌های مبتنی بر همباشی چگونه است؟

وضعیت اینگونه فرزندان، چیزی جدا از وضعیت والدینشان نیست. درصد قابل توجهی از این فرزندان معمولا تک والد می‌شوند و بیشتر با مادران مجردشان زندگی می‌کنند و شرایطی مشابه با فرزندان طلاق دارند.

آنهائی که توفیق داشتن هر دو والد را داشته باشند، بر اساس نتایج تحقیقات، معمولا از سطح بهداشت روانی پائین‌تری، نسبت به فرزندان متولد شده در یک خانواده حاصل از ازدواج، برخورداند. زیرا در اینگونه زندگی‌ها،  ناپایداری زندگی، خشونت و بد رفتاری بیشتر والدین نسبت به یکدیگر، کیفیت پائین‌تر روابط والدین و شادی کمتر، تأثیر منفی به سزائی در تربیت و بهداشت روانی فرزندان دارد.



پرسش‌های دیگر در حال بارگذاری است...

چنانچه سؤال دیگری دارید، مطرح بفرمائید تا در حد ممکن پاسخگوی آن باشیم.

پرسش‌های مربوط به دلایل گسترش و شیوع همباشی در غرب
قبل از عصر جدید، زنان غربی چرا همباشی را به جای ازدواج انتخاب می‌کردند؟

همباشی در غرب راهی بود برای فرار زن‌ها به خصوص زنان متأهل از صدها سال تحقیر، خواری و دیده نشدن.

در غرب قرون وسطائی، زنان متأهل:

  • در تملک و تحت حفاظت مردان بودند
  • شخصیت حقوقی و حق تملک نداشتند
  • مرد حق حبس و تنبیه آنها را داشت
  • حق دیه و قصاص آنها با شوهر بود
  • در صورت خیانت مرد، حق دادخواهی نداشتند
  • اگر حق رأی بود تنها از طریق مرد اِعمال می‌شد
  • و از نظر قانون زنان متاهل صغیر بودند
آیا در غرب فقط زنان متأهل مشمول محدودیت‌ها و ظلم‌های جنسیتی بوده‌اند؟

خیر. به طور کلی پیشینۀ جایگاه زن در غرب، بسیار اسف‌بار، به دور از شأن یک انسان، و همراه با تحقیر و ظلم جنسیتی بوده است.

و نتیجۀ همین ظلم چند صد ساله بود که آتش زیر خاکستر خشم زنان را در قالب جنبش‌های فمینیستی شعله‌ور کرد. و موج‌های بعدی این جنبش‌ها با انحرافاتی همراه شد و گسترش ناگهانی همباشی را به دنبال داشت.

آیا پس از قرون وسطی، محدودیت‌های زنان و به خصوص زنان متأهل در غرب برداشته شد؟

خیر. بسیاری از محدویت‌های یاد شده تا قرن بیستم وجود داشت.

و هدف موج‌های اولیۀ جنبش زنان، دستیابی به مواردی همچون حق آموزش، حق کار با دستمزد مشابه مردان، حق تملک و پس از آن حق رأی بود. در این میان رفع محدویت‌های ایجاد شده به واسطۀ ازدواج نیز دنبال می‌شد.

تا دو دهۀ قبل هنوز هم پاسخ به این سوال که ” آیا زن انسان است”، یکی از مباحث مهم در غرب بود.

آیا ظلم جنسیتی به زنان غربی تنها عامل روی‌ آوری آنها به همباشی بوده است؟

خیر. عدم مدنیّت ازدواج در غرب، نیز یکی دیگر از عوامل اصلی بروز همباشی بوده است.

بنا به دلایل متعددی، فلسفه، معنا و مفهوم، قوانین و شکل ازدواج در تاریخ تمدن غرب به شدت متغیر بوده است. و همین فراز و نشیب‌های مفهومی و شکلی، هیچگاه فرصت مدنیت به ازدواج نداده است.

عدم مرزبندی دقیق مفهومی و قانونی بین ازدواج، ازدواج عرفی، نامزدی، همباشی و …، هرج و مرجی را بر روابط زن و مرد حاکم کرده است که نظم را فریاد می‌زند. و چنین شرایطی فرصت مناسبی برای گسترش همباشی بوده است.

آیا در غرب، قدمت طولانی روابط خارج از ازدواج هم می‌تواند موثر در گسترش همباشی باشد؟

بله. اگرچه همباشی همیشه مورد نکوهش و مذمت بوده، اما به واسطه قدمت طولانی این سبک از زندگی در تمدن غربی، به عنوان بخشی از فرهنگ و تاریخ روابط زن و مرد در غرب تبدیل شده است. و این پشتوانه فرهنگی نقش به سزائی در گسترش و شیوع ناگهانی همباشی در قرن اخیر داشته است.

آیا میتوان وضعیت فعلی همباشی در کشورهای غربی را ، بدون در نظر گرفتن ریشه‌های بروز آن مورد بررسی قرار داد؟

خیر. در صورتی که ریشه‌های اصلی ظهور همباشی نادیده گرفته شود، تأثیر عوامل غیر اصلی پر رنگ می‌شود و محاسبات و تحلیل‌ها را دچار خطا می‌کند.

همانگونه که امروزه معمولا مشکلات اقتصادی به عنوان یکی از مهمترین عوامل اصلی گسترش همباشی معرفی می‌شود. بر همین اساس مخاطب بی اطلاع، فرضش بر آن است که هرچه افراد مشکلات اقتصادی بیشتری داشته باشند، روی آوری آنها به همباشی بیشتر است . با این فرض ناردست، پاسخ به این سوال که چرا کشورهای پیشرو در همباشی جزو مرفه‌ترین کشورها هستند؟ بی پاسخ می‌ماند.

غربِ امروز چرا شاهد گسترش همباشی است؟

عوامل متعددی دارد:

  • گسترش فرهنگ لیبرال
  • انگ زدائی از پدیده‌هائی همچون طلاق و همباشی
  • کاهش اهمیت و ارزش ازدواج
  • نفوذ و یادگیری‌ها اجتماعی
  • سلبریتی‌ها
  • مشکلات اقتصادی
  • فاصله گرفتن از دین و مذهب
  • سبک‌های جدید زندگی
  • و عواملی از این دست که هر یک توضیحات مفصلی دارد.
انگ‌زدائی از همباشی یعنی چه؟

همباشی با وجود قدمت تاریخی‌اش در غرب، همیشه نکوهیده، مورد مذمت و جُرم بوده است. تا چند دهه قبل در بسیاری از کشورها (به خصوص کاتولیک‌ها) هم جُرم بود و هم پیگرد قانونی داشت. اما به دلایل متعددی قبح و زشتی این پدیده اجتماعی کاهش یافت. تا چندی قبل، به دنیا آوردن نوزاد خارج از ازدواج شرم‌آور بود. اما امروزه پذیرفته شده است. و این انگ‌زدائی هنوز هم ادامه دارد.

فرهنگ لیبرال، چگونه بسترساز پذیرش همباشی است؟

به طور خلاصه و ساده، اگر لیبرالیسم را نوعی نگرش به جهان هستی، انسان و خالق آنها بدانیم، این نگرش اصول و مبانی خاصی دارد که برخی از آنها عبارتند از : انسان ‌مداری، فردگرائی، تفکیک دین از زندگی، اصالت آزادی، عقل‌گرائی، سرمایه‌داری، سنت ستیزی و تساهل و تسامح.

حال با اندک تأملی، همۀ این مبانی را در مفهوم همباشی خواهید یافت. به عبارت دیگر، به دنبال ترویج فرهنگ لیبرال، نتیجه‌ای غیر از شیوع همباشی، متصوّر نیست. معروف است که همباشی هیچگاه به واسطۀ مزایای فرضی‌اش گسترش نیافت بلکه شیوع آن نتیجۀ ترویج فرهنگ لیبرال بوده است. هر چه شخصی لیبرال‌تر باشد، پذیرش همباشی برای او ساده‌تر است.

پرسش‌های مربوط به قوانین و قانونمندی همباشی
آیا قانونمندی همباشی در کشورهای غربی، در جهت حمایت از آن بوده است؟

خیر. با وجود گسترش همباشی در بسیاری از کشورهای غربی، هیچ کشوری قانون حمایتی برای ترویج همباشی در مقابل ازدواج ندارد. قوانین مربوط به همباشی، بیشتر قوانینی هستند که تنظیم شده‌اند تا افراد وارد شده در رابطۀ همباشی را از صدمات ناشی از اینگونه روابط حفظ کند به خصوص در زمان جدائی.

قانونمندی همباشی در کشورهای غربی چگونه است؟
  • بخشی از قوانین مربوط به احراز درستی وجود رابطه همباشی است.
  • بخشی از قوانین مربوط به قراردادها و شراکت‌نامه‌هائی است که طرفین در بدو ورود به رابطه همباشی باید آنها را بپذیرند.
  • بخشی از قوانین مربوط به فرزندان و تقسیم اموال و دارائی‌های مشترک است که در زمان جدائی باید تعیین تکلیف شوند.
  • و مواردی از این دست که بیشتر جنبه حمایتی از تضیع حقوق طرفین در هنگام جدائی دارد.
آیا قوانین مربوط به همباشی در کشورهای غربی یکسان و مشابه است؟

خیر. حتی قوانین همباشی در استان‌ها و یا ایالت‌های یک کشور هم یکسان نیستند. قوانین مربوط به همباشی به شدت متفاوت، متغیر و در فراز و نشیب قبول و رد هستند. فرض کنید کسی در آمریکا دادخواستی حقوقی در ارتباط با همباشی داشته باشد. اینکه او و طرفش در چه ایالتی وارد همباشی شده‌اند، و در چه ایالتی با هم زندگی کرده‌اند، و در چه ایالتی شکایت کرده است در نتیجه دادگاه بسیار موثر است.

آیا قوانین مربوط به همباشی در کشورهای غربی، نتیجه مطالعات و تحقیقات علمی و روند معمول قانونگذازی است؟

خیر. زیرا بیشتر این قوانین در واقع رویه‌های قضائی هستند که در دادگاه‌های مختلف و بر اساس شرایط هر پرونده و نظر قاضی، ایجاد شده است. ازدواج عرفی با بیش از 200 سال سابقه کار قانون‌گذاری هنوز هم دچار همین مشکلات است. به گونه‌ای که آشفتگی و هرج و مرج قانونی، پرونده‌های ازدواج عرفی را برای قضات به یک کابوس تبدیل کرده است. قوانین مربوط به همباشی نیز در تداوم همین وضعیت و با یک عجلۀ غیر منطقی تدوین‌ شده‌اند. 

آیا قانونمند کردن همباشی می‌تواند کارآمدی آن را افزایش و تبعات منفی آن را کاهش دهد؟

اگر نیمۀ دوم قرن بیستم را شروع گسترش ناگهانی همباشی در کشورهای غربی بدانیم، از آن زمان تا کنون حداقل 70 سال گذشته است. در طول این دوران میلیون‌ها نفر اروپائی و آمریکائی وارد رابطۀ همباشی شدند و میلیون‌ها نوزاد در نتیجۀ این روابط متولد شده است. حداقل 3 نسل از مردم این کشورها، این سبک از زندگی را در شرایطی که همباشی مورد اقبال بوده است، تجربه کرده‌اند. در این سال‌ها دستگاه قضائی همۀ این کشورها در حال وضع قوانین و ایجاد رویه‌هائی بوده که در جهت افزایش کارآمدی همباشی باشد. و این درحالی است که تجربه 200 سال قانون‌گذاری جدی برای ازدواج عرفی (که در مواردی بسیار شبیه همباشی است) را نیز داشته‌اند. اما دستاورد این همه قانون‌گذاری چه بوده است؟

  • کاهش درصد روابط همباشی که به ازدواج ختم می‌شود
  • افزایش درصد روابط همباشی که به جدائی ختم می‌شود
  • جایگزین شدن همباشی به جای ازدواج
  • عدم تحقق اهداف گسترش همباشی مثل رفع مشکلات اقتصادی و ارضای عواطف کسانی که وارد رابطه همباشی می‌شوند
  • مشکلات تربیتی و سلامتی روز افزون فرزندان متولد شده در نتیجه روابط همباشی
  • افزایش روی آوری به سمت سبک‌های دیگری از زندگی مشترک
  • و ده‌ها مسئله و مشکل دیگر
چرا این همه قوانین، آن هم در کشورهائی که مدعی قانون و قانونمندی هستند، هنوز نتوانسته مشکلات و تبعات منفی همباشی را رفع کند؟

جواب این سؤال، بسیار ساده است. هندسۀ آفرینش جهان هستی و نظام فطری خلقت انسان با همباشی سازگار نیست. شاید چند روزی به دلایل متعدد، زرق و برق و نمودی داشته باشد اما محکوم به نابودی است.

البته از منظر صاحب نظران و پدیده شناسان اجتماعی نیز  واکنش‌های بنیادگرایانه‌ای در مقابل تغییرات ارزشی پساماتریالیسیتی رخ خواهد داد و روند اشاعه پدیده‌هائی همچون همباشی را تغییر می‌دهد.

پرسش‌های مربوط به راهکارهای غرب در مواجهۀ با همباشی
اگر همباشی در غرب چه از جهت مفهومی و چه از جهت فهم عرفی چیزی غیر از ازدواج است، جایگاه اجتماعی افراد وارد شده در همباشی و فرزندان آنها چگونه است؟

مهمترین راهکار دنیای غرب برای اینکه بتواند برای افرادی که در رابطه همباشی زندگی می‌کنند، جایگاه اجتماعی تعریف کند، تغییر مفهوم خانواده بوده است.

غرب با جمعیتی روبرو شد که نه تنها از جهت عرفی در بین سایر مردم وجاهتی نداشتند، از جهت قانونی هم مورد حمایت نبودند. از طرف دیگر میلیونها فرزندی که از جهت قانونی، نامشروع متولد شدند هم برای مادرانشان و هم برای دولت‌ها معضلی بود. هیچگاه قوانین و رویه‌های قضائی نتوانست این مشکلات را کاهش و یا کنترل کند.

بهترین کار آن بود که با دستکاری کردن مفهوم خانواده، افراد مشمول رابطه همباشی و فرزندانشان را نیز به نوعی وارد محدودۀ تعریفی خانواده کنند.

تلاش برای تغییر مفهوم خانواده، همراه با سعی برای به رسمیت شناختن ازدواج افراد همجنس، شدت گرفته است. با این وجود هنوز این تلاش‌ها نتوانسته است راه به جائی ببرد و تقریبا هیچ دادگاهی با خانوادۀ حاصل از یک ازدواج و افراد در رابطۀ همباشی، برخورد یکسانی ندارد.

آیا به چالش کشیده شدن مفهوم ازدواج در غرب، با پذیرش و گسترش همباشی ارتباطی دارد؟

ازدواج همیشه و در بین تمام اقوام و ملل امری مقدس بوده است. بر همین اساس با وجود قدمت همباشی در تاریخ غرب، هیچگاه این پدیدۀ اجتماعی نتوانست در مقابل ازدواج جایگاهی داشته باشد و به همین خاطر همیشه مورد انگ و نکوهش و گناه آلود بوده است. تلاشِ غرب قرن بیستم آن بود که همباشی را چیزی معادل ازدواج کند که نتوانست. چرا که قداست ازدواج آنقدر بود که هر گونه تلاشی بی نتیجه می‌ماند. عباراتی همچون “ازدواج+” و یا ” فراتر از ازدواج” هم نتوانستند جائی باز کنند.

 بهترین طرح آن بود که اسم ازدواج حفظ شود تا ایجاد حساسیت نکند اما مفهوم آن تغییر کند. اینکه ارتباط جنسی می‌تواند بدون ازدواج هم مشروعیت داشته باشد، اینکه ازدواج می‌تواند بین دو هم جنس هم اتفاق بیفتد، اینکه ازدواج می‌تواند بدون تعهد طرفین هم معنی داشته باشد و مواردی از این دست همه در جهت همین تغییر مفهوم ازدواج است.

هدف طرح‌هائی مثل "ازدواج+" و یا " فراتر از زناشوئی" چیست؟

اخیرأ از طرف بعضی از جنبش‌های فعال در زمینه خانواده، فراخوان‌هائی در جهت به رسمیت شناختن مراقبت به جای سکس در روابط قانونی دو نفر به عنوان شریک زندگی، در کشورهائی همچون کانادا، انگلستان و ایالات متحده آمریکا مطرح شده است که شعار آنها حرکت به سمت “فراتر از زناشوئی” است. ظاهراً “کمیسیون حقوقی کانادا”، برای اولین بار در سال 2001 چنین حرکتی را آغاز کرده و پیشنهاد می‌کند که به جای ازدواج با یک قالب مشخص برای همه، باید به سمت مشارکت ثبت شده بر اساس مقررات فردی حرکت کرد.

 در سال 2006 نیز یکی از اینگونه جنبش‌ها در ایالات متحده، به منظور تمرکززدائی از ازدواج، سیستم “ازدواج+” را مطرح کرد. این جنبش پیشنهاد می‌کند که محدوده معنائی ازدواج گسترش یابد و خیلی از کسانی که الان از دایره ازدواج خارج‌اند مشمول “ازدواج+” شوند. کسانی همچون همجنس‌گرایان، سالخوردگانی که با هم زندگی می‌کنند، دوستان نزدیک و حتی خواهر و برادرانی که با یکدیگر زندگی می‌کنند. در این سیستم هر کس می‌تواند کس دیگری را معرفی کند تا به عنوان همسر او تلقی شود و یک خانواده تشکیل دهند.

در چنین طرح‌هائی هدف آن است که اصل “مراقبت از یکدیگر” محور زندگی مشترک باشد و محوریت روابط جنسی در یک رابطۀ قانونی کنار گذاشته شود و مفهوم خانواده تغییر کند. از نگاهی دیگر روش‌هائی هستند برای پوشش دادن و سپس گذشتن از همباشی.

پرسش‌های مربوط به همباشی در ایران
آیا نتایج تحقیقات کشورهای غربی درباره همباشی، برای کشور ما قابل تعمیم و استفاده است؟

روشن است که ما با کشورهای غربی از لحاظ موارد متعددی همچون دین و مذهب، فرهنگ، آداب و رسوم، وضعیت اقتصادی و … تفاوت‌های اساسی داریم.

اما به چند دلیل نتایج تحقیقات دیگر کشورها درباره همباشی برای ما هم قابل استفاده است:

  • تعداد کشورهای درگیر با همباشی بسیار زیاد است. کشورهائی با ادیان و مذاهب مختلف، وضعیت اقتصادی و سیاسی متفاوت، آداب و رسوم گوناگون، … و این گستردگی موجب شده است تا تحقیقات، طیف وسیعی از این تنوعات را پوشش داده باشد.
  • سابقۀ طولانی همباشی در غرب، که به صورت رسمی حداقل 3 نسل پی در پی را شامل می‌شود، موجب شده تا تحقیقات، شرایط زیستی، اجتماعی و حتی ژنتیکی بسیار گسترده و متنوعی را پوشش دهد.
  • گذشته از عوامل تاریخی، دلایل روی آوری به همباشی در قرن اخیر، تقریبا در همۀ جوامع یکسان بوده است: مشکلات اقتصادی، شانه خالی کردن از مسئولیت، رفع نیازهای جنسی بدون ازدواج، بالا رفتن سن ازدواج، افزایش طلاق و موارد متعدد دیگری که همه و همه در جای جای دنیا مشابه است.
  • استفادۀ از نتایج تحقیقات دیگران، به هیچ عنوان نافی و مانع از انجام تحقیقات ملی و بومی نیست. اما ندیده گرفتن نتیجۀ هزاران پژوهش انجام شده با موضوعی مشابه، بیشتر شبیه به اختراع مجدد چرخ است !
وضعیت تحقیقات مرتبط با همباشی در ایران چگونه است؟

تحقیقات انجام شده بیشتر دانشگاهی، به روش کیفی، با جامعۀ آماری بسیار محدود ( حدود 30 نفر برای هر پژوهش) و بیشتر مربوط به دهۀ 90 است. نتیجۀ این تحقیقات به صورت پایان‌نامه‌های دانشجوئی و یا مقالات منتشر شده در دسترس است.

حوزه‌های علمیه نیز مقالاتی در ارتباط با این موضوع داشته‌اند که جملگی متمرکز بر تفکیک همباشی از ازدواج معاطات و بررسی وجوه شرعی این پدیدۀ اجتماعی است.

بر اساس تحقیقات انجام شده در ایران، اولین همباشی در ایران مربوط به چه زمان و مکانی است؟

هیچ گزارش مکتوب و معتبری در رابطه با قدمت همباشی و مکان مشاهدۀ اولین مورد از آن وجود ندارد. بیشتر اطلاعات موجود برگرفته از مصاحبه‌های بعضی از مسئولین است.

در سال 1394 برای اولین بار در پیمایش ملی ارزش‌ها و نگرش‌های ایرانیان (موج سوم) در یک جامعۀ آماری نزدیک به 15 هزار نفری، موافقت مردم با این پدیده مورد سوال قرار گرفت. سوال مطرح شده آن بود که آیا با زندگی پسر و دختر بدون ازدواج رسمی موافقید یا مخالف؟

توجه داشته باشید که در واقع این سوال مربوط به ازدواج عرفی است نه همباشی. در هر صورت تنها 2.7 درصد از سوال شوندگان با آن موافق بودند. البته در پیمایش بعدی در سال 1398، میزان موافقت 9.75 درصد گزارش شده است.

چرا در ایران اطلاعات مربوط به همباشی بسیار کم و آن میزان اندک هم تنها مربوط به دهۀ اخیر است؟

به چند دلیل کاملا طبیعی است:

  • اطلاعات مرتبط با همباشی در همۀ کشورها غیر دقیق، غیر قابل اعتماد و بسته به قدمت آن، بیشتر مربوط به دهه‌های اخیر است.
  • میزان همباشی در ایران نسبت به کشورهای اروپائی، ایالات متحدۀ آمریکا، کشورهای آمریکای لاتین و… بسیار ناچیز است. موارد گزارش شده نیز بیشتر مربوط به حداکثر 2 دهۀ اخیر است.
  • هوشیار نبودن مراکز فرهنگی، علمی، پژوهشی و دستگاه قضائی کشور نیز بی تاثیر نیست.
با توجه به میزان ناچیز همباشی در ایران در مقایسه با دیگر کشورها، و از طرف دیگر اعتقادات دینی و فرهنگ غنی ملت ایران، آیا همباشی واقعا یک تهدید است؟

بله. به دلایل زیر:

  • نتایج تحقیقات حاکی از آن است که همباشی مسری و ضریب انتشار بسیار بالائی دارد. همانطور که بیماری کرونا توانست در طی چند ماه کل کشور را درگیر کند، همباشی نیز می‌تواند طی چند سال زندگی بسیاری از افراد را آلوده کند.
  • همباشی مولودی است که در بستر فرهنگ غرب پرورش یافته است. این بستر در کشور ما نیز نفوذ جدی دارد و بنابراین همباشی در صورت ریشه گرفتن، به راحتی می‌تواند رشد کند.
  • اگرچه ناچیز اما گزارش‌ها حاکی از وجود همباشی است. تجربه نشان داده است که این گستردگی امروزی همباشی در دنیا، از همین موارد ناچیز و حتی مورد مذمّت همگان شروع شده است.
  • بی اطلاعی مردم به خصوص جوانان از ماهیت اصلی همباشی، به شدت در شیوع و گسترش آن موثر است.
  • نشانه‎هائی از فعالیت سلبریتی‌ها برای معرفی همباشی دیده می‌شود. عاملی که در همۀ دنیا یکی از عوامل جدی گسترش همباشی است.
  • مسائل اقتصادی و موانع ازدواج ساده، که هر دو در کشور ما وجود دارد، از عوامل جدی تبدیل همباشی به یک تهدیداند.
راهکار عملی مهار همباشی در کشور ما چیست؟

به نظر می‌رسد که در کنار هم قرار گرفتن سه رکن زیر تنها راهکار عملی مهار همباشی است:

 

  • تحکیم خداباوری و اعتقادات دینی در جامعه
  • بسترسازی برای ازدواج آسان و ساده
  • آموزش

بدیهی است که رفع مشکلات اقتصادی، ایجاد شغل و مواردی از این دست همه در مهار همباشی موثرند، اما اولویت و همزمانی سه اصل یاد شده بسیار مهمّ است.

کدام ردۀ سنی و تحصیلاتی برای آموزش دربارۀ همباشی و عواقب استفاده از آن مناسب است؟

تعیین زمان و چگونگی اینگونه آموزش‌ها امری تخصصی و نیازمند نظرات تخصصی است. اما با توجه به سن بلوغ جنسی و دسترسی گسترده به شبکه‌های اجتماعی و اطلاعاتی، به نظر می‌رسد که سال‌های آخر دورۀ دوم دبیرستان زمان مناسبی باشد.

باید توجه داشت که پرداختن به موضوع همباشی بدون برنامه‌ریزی آموزشی، خود موجب اشاعه و گسترش آن است.

تجربه نشان داده است که گزارش‌های خبری، مصاحبه‌ها، سخنرانی‌ها و هر نوع اطلاع رسانی بدون برنامه‌ریزی و بدون هدف، خود از عوامل گسترش همباشی خواهد بود.

به عنوان مثال در سال 1967، رابطه مخفی همباشی دو دانشجوی یکی از دانشگاه‌های نخبگان در نیویورک، در گزارشی از نیویورک تایمز فاش شد. گزارش‌های رسانه‌ای این واقعه، نقش به سزائی در گسترش آگاهی عمومی مردم آمریکا نسبت به همباشی و گسترش آن داشت.

با توجه به گسترش همباشی در بسیاری از کشورهای دنیا، آیا کشور ما هم محکوم به تجربۀ چنین فراوانی خواهد بود؟

خیر. عوامل متعددی دست به دست هم داد تا همباشی اینگونه سریع و ناگهانی در غرب گسترش یابد. و بسیاری از این عوامل اصلی در کشور ما وجود ندارد.

 

  • همباشی در بین تار و پود نظام زناشوئی غرب بافته شده بود. قدمت و عمق نفوذ تاریخی این پدیده اجتماعی نقش بسیار مهمی در شیوع ان در غرب داشت. اما در کشور ما چنین عاملی وجود ندارد و این پدیده اجتماعی نسبت به غرب بسیار نوظهور است.

 

  • ازدواج در غرب هیچگونه مدنیتی ندارد و هنوز هم در تعریف مفاهیم و اصول ابتدائی این امر مهم دچار چالش‌های فراوانی است. همین هرج و مرج مفهومی و شکلی در امر ازدواج، بستر مناسبی بود برای شیوع ناگهانی همباشی. اما قانونمندی ازدواج ایرانیان در دوره ساسانی (قبل از قرون وسطای غرب) بر اساس اسنادی همچون “آفرین پیمان پهلوی” و “ماتیکان هزار دادستان”، هر داوری را متحیر و انگشت به دهان می‌کند. همین نظام مدون زناشوئی که بعدا با فرامین دین اسلام تعدیل و منسجم شد، صدها سال است که روابط زناشوئی مردم را در این سرزمین از هر نوع انحرافی حفظ کرده است. بنابراین از این جهت هیچ بستر مناسبی برای گسترش همباشی در ایران وجود ندارد.

 

  • یکی از دلایل اصلی شیوع گسترده همباشی در غرب، ظلمی است که در طول قرن‌ها زنان غرب –به خصوص زنان متأهل– را به ستوه آورده بود.

بی هویتی به عنوان یک انسان، نداشتن حقوق انسانی برابر با مردان، عدم حق مالکیت، نداشتن حق رأی، و مواردی از این دست، زمینه مناسبی شد برای گریز از هر چیزی که حتی شبیه به ازدواج باشد و فرصتی بود برای گسترش همباشی. اما در ایران از این جهت هیچگاه انگیزه‌ای برای روی آوری زنان به سمت همباشی وجود ندارد.

 

  • قوانین مسیحیت مسخ شده و تسلط کلیسای افراطی بر زندگی مردم غرب، یکی از دلایل اصلی دین‌ گریزی و فاصله گرفتن مردم از فرامین الهی و گرایش به سمت فردگرائی بود. و این شرایط بستر بسیار مناسبی شد برای تمایل به سمت همباشی. در نتایج تمام تحقیقات، افزایش همباشی رابطه مستقیمی با فاصله گرفتن از دین و فرامین الهی دارد. اما در ایران به واسطه عدم هر گونه تحریف در قرآن و جدیت علمای دینی در انتقال اسلام ناب به مردم، هیچگاه چنین دین گریزی وجود نداشته و از این لحاظ نیز، همباشی مجالی برای گسترش ندارد.

 

همانطور که ملاحظه می‌شود از جهات مهمی، همباشی در ایران بستر مناسبی برای ریشه گرفتن ندارد اما با این حال غفلت از این پدیدۀ اجتماعی می‌تواند آن را تبدیل به تهدیدی غیر قابل مهار کند.

نظر رهبر جمهوری اسلامی ایران در بارۀ همباشی چیست؟
  • ایشان در تعریفی دقیق، ضمن جدا کردن مفهوم ازدواج از این سبک زندگی، هدف اصلی اشاعۀ همباشی را چنین توصیف کردند:

 

  • این ازدواجهای دیر، این فرزندآوری کم، این به تعبیر غلط زشتشان ازدواج‌های سفید -که سیاه‌ترین نوع زندگی مزدوج است- همۀ اینها به خاطر این است که خانواده از بین برود.
وضعیت همباشی در دیگر کشورهای مسلمان چگونه است؟

میزان همباشی در کشورهای مسلمان، در مقایسه با کشورهای غربی بسیار ناچیز است. تا کنون هیچ کشور مسلمانی همباشی را به رسمیت نشناخته است و روابط جنسی بین زن و مرد در این سبک زندگی، در حکم زنا است.

 

جامعۀ الازهر در مصر که از جهاتی مهمترین کشور عربی جهان است، به شدت در مقابل همباشی موضع‌گیری نموده و آن را عملی غیر قانونی و حرام دانسته است.

 

عربستان سعودی با پذیرش رونالدو (فوتبالیست مشهور)، موجی از واکنش‌ها را نسبت به همباشی بوجود آورد. زیرا او با شریک زندگی‌اش در روابط خارج از ازدواج بودند و این عمل از جهت قوانین این کشور، برای شهروندان سعودی عملی غیر قانونی است.

البته در سال 2020 میلادی، دولت امارات متحدۀ عربی، قانونی را به تصویب رساند که به نوعی در جهت به رسمیت شناختن همباشی بود. عده‌ای معتقدند که دولت امارات این قانون را بیشتر برای سهولت ارتباط با اتباع دیگر کشورها وضع کرده است.

 

غیر قانونی بودن، یکی از عواملی است که تا کنون موجب جلوگیری از گسترش همباشی در کشورهای مسلمان شده است. دلایلی که  خانواده‌های مسلمان را تا کنون از آلودگی به این پدیدۀ اجتماعی حفظ کرده است بییشتر سه چیز است:

  • شریعت و احکام اسلامی
  • مدنیت ازدواج در بین مسلمانان
  • جایگاه والای زن در آموزه‌های دینی اسلام

 

با تمام این احوال، گزارش‌هائی مبنی بر مشاهدۀ همباشی و یا افزایش گفتمان آشنائی بیشتر با این پدیده، به خصوص در بین جوانان کشورهای مسلمان وجود دارد.

پاسخ بیش از 100 سؤال در حال بارگذاری است....

چنانچه سؤال دیگری دارید، مطرح بفرمائید تا در حد ممکن پاسخگوی آن باشیم.

منابع و مآخذ

در بخش پاسخگوئی به سؤالات متداول مربوط به همباشی ( معروف به ازدواج سفید)، با توجه به مخاطب عام، سعی بر آن بوده که جواب‌ها مختصر، کوتاه و کافی باشد. بر همین اساس، امکان ذکر منابع با چنین ساختار پاسخگوئی وجود نداشت.

اما منابع و مآخذ پاسخگوئی به سؤالات موجود، بیشتر در کتاب همباشی به طور دقیق موجود و قابل دسترس است. 

چنانچه کتاب را در اختیار ندارید و منابع پاسخگوئی به سؤال خاصی مد نظر شماست، آن سوال را مشخص بفرمائید تا منابعش معرفی شود.

 

پرسش‌های دیگر در حال بارگذاری است...

ده‌ها پرسش دیگر به همراه پاسخ آنها به تدریج در حال بارگذاری است.
چنانچه در ارتباط با همباشی سؤال مشخصی دارید، در حد توان پاسخگوی آن هستیم.

سوالات متداول درباره همباشی (ازدواج سفید)