خطای برهانی در فهم ازدواج سفید و کارآمدی فقه

مقدمه:

  1. این نقد با هدف بررسی علمی و تحلیلی بخشی از دیدگاه‌های مطرح‌شده در [مقاله /مصاحبه / سخنرانی / پایان‌نامه] مورد نظر تهیّه شده است. بدیهی‌ست که این اثر می‌تواند حاوی نکات مثبت، آموزنده و ارزشمندی نیز باشد که در این یادداشت به آن‌ها پرداخته نشده است، چراکه تمرکز این صفحه فقط بر بخش‌هایی است که به نظر ما نیازمند توجّه، بازنگری، اصلاح یا توضیحات بیشتری هستند.
  2. بخش نقد و بررسی در مقام نقد تفصیلی موضوعات مورد انتقاد نیست. چرا که گاهی یک مطلب کوتاه نیاز به بحث و پاسخی مفصل و دقیق دارد که از حوصلۀ این بخش خارج است.
  3. بخش نقد و بررسی قصدش توجّه، دقّت و ژرف‌نگری به مطالب است تا به این واسطه مواردی همچون شبهات، ابهامات، نادرستی‌های شکلی و مفهومی، مغالطه‌‌ها، تحریفات و مواردی از این دست را  در متن آشکار نماید. و در نهایت مطالعه صفحاتی را هم برای روشن شدن موضوع پیشنهاد می‌کند.
  4. عناوین ذکر شده برای افراد، بر اساس آن چیزی است که در متن اصلی آمده و از طرف ما، صحت‌سنجی نشده است.
  5. از صاحب‌نظران، نویسندگان و افراد مصاحبه‌شونده دعوت می‌کنیم در صورت تمایل، دیدگاه خود درباره این نقد را برای ما ارسال کنند تا به صورت شفاف و کامل در همین صفحه منتشر شود.
  6. هدف ما از این گفت‌وگوهای انتقادی، ارتقای سطح گفت‌وگوهای علمی و رسانه‌ای مربوط به موضوع همباشی در ایران است.

خطای برهانی در فهم ازدواج سفید و کارآمدی فقه

شناسنامه اثر:

عنوان : هم‌زیستی بدون ازدواج

دعوت شدگان در نشست: اساتید دهقانی‌نیا، داور، برهانی، رضانیا

سلسله نشست‌های حقوقی خانواده / دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران

تاریخ: 29 فروردین 1395 

منبع منتشر کننده: خبرگزاری خبر آنلاین

منبع فایل صوتی: کانال تلگرامی آقای دکتر برهانی

خطای برهانی در فهم ازدواج سفید و کارآمدی فقه

خطای نقویان در فهم ازدواج سفید و رسالت فقه

تذکر اوّل:

 استفاده از عبارت “ازدواج سفید“، خطائی راهبردی و بیانگر بی‌اطلاعی گوینده از ماهیت موضوعی است که در مورد آن صحبت می‌کند.

آنچه که امروزه به عنوان سبکی جدید از زندگی مشترک، در  ایران با عنوان “ازدواج سفید” معرفی می‌شود همان Cohabitation است.

Cohabitation سبکی از زندگی مشترک همراه با روابط جنسی و بدون ازدواج است که در فارسی با واژه “همباشی”، معادل‌سازی شده است. عدم تحقق ازدواج، یکی از ارکان همباشی است. به عبارت دیگر طرفین برای ورود به این زندگی مشترک هیچگونه قصدی برای زوجیت ندارند و یکدیگر را زن و شوهر نمی‌دانند.

عبارت ازدواج سفید، جعلی و بدون هرگونه تعریف مشخصی است.

توضیح کامل را در صفحات چرا نباید از اصطلاح “ازدواج سفید”،استفاده کنیم؟ ، ازدواج سفید  و ریشه‌شناسی مطالعه کنید.

با این وجود از آنجائی که اساتید در صحبتهای خود از این عبارت ناصحیح استفاده کرده‌اند ما هم برای آنکه خواننده در فهم بهتر مطالب دچار پراکندگی ذهنی و مفهومی نشود، در مواردی از همین عبارت استفاده کرده‌ایم.

تذکر دوّم:

اگرچه صحبت‌های آقای برهانی از منظرهای گوناگونی همچون معرفتی، حقوقی، فقهی و جامعه‌شناسی می‌تواند مورد بررسی قرار گیرد، اما با توجه به موضوع اصلی این وبگاه، نگاه ما بیشتر متمرکز بر مباحث شناختی پدیدۀ همباشی (معروف به ازدواج سفید) در بیانات ایشان است. بر همین اساس فضای فکری ایشان در ارتباط با همباشی از دو جهت می‌تواند مورد مناقشه قرار گیرد:

1- ارائۀ نظرات حقوقی و فقهی دربارۀ موضوعی که علم و شناخت کافی نسبت به آن نداشته‌اند.

2- ارائه تصویری انتزاعی و روشنفکرمآبانه از توانمندی و رسالت فقه در مواجهه با پدیده‌های نوظهور.

خطای نقویان در فهم ازدواج سفید و رسالت فقه

نقد اول: خطاهای شناختی از پدیدۀ همباشی (معروف به ازدواج سفید)

به نظر می‌رسد عدم شناخت درست موضوع، ایراد اصلی آقای برهانی در بیان مطالبشان باشد.

تمام مطالب بیان شدۀ حاکی از فهم و برداشت آقای برهانی از عبارت “ازدواج سفید”، در زیر آمده است:

1- “…نکته‌ای که وجود دارد این است که ما به این موضوع چگونه قرار است بنگریم؛ زیرا نحوۀ نگرش ما به موضوع، کاملاً ما را در عرصۀ جرم‌انگاری و ضرورت جرم‌انگاری یا عدم ضرورت جرم‌انگاری هدایت میکند…”

ازدواج سفید به عنوان موضوع مورد اشاره قرار می‌گیرد.


2- “…دوستان در فرمایشاتشان همه به سمت نکاح معاطاتی رفتند و فقط میخواهم سؤالی را مطرح کنم …”

مشخص نیست که ایشان تعریف دوستانشان را پذیرفته‌اند یا نه؟


3- “…به این باید توجه داشته باشیم که ما با چیزی مواجه هستیم به نام “آنچه که هست”…”

ازدواج سفید با عبارت “آنچه که هست” تعریف شده است


4- “…اقلیتی از جامعه، تعداد محدودی از جامعه تصمیم گرفته‌اند چنین روابطی را به هر دلیلی با یکدیگر داشته باشند… من به عنوان کسی که حقوق کیفری خوانده‌ام … با امر خارجی خودم را مواجه میبینم که الان بخشی از جامعه چنین تصمیمی را گرفته‌اند… اگر من یک پتانسیل فقهی ایجاد کردم، -هرچند حتما نیاز به یک اتوریته فقهی برای فتوا وجود دارد- که به این شخص بگویم: تو که دارای چنین روابطی هستی، امکان مشروعیت بخشی به این یُطلَق علیکما عنوان یا یُطلَق علیکُما عنوان الزانی او الزانیه رابطه وجود دارد؛ یعنی به جای اینکه پتانسیلی وجود دارد که شما را از این عنوان بسیار سنگین خارج میکند و این رابطه را ، الفاسق میتوان در قالب شرعی تعریف کرد. چرا من این حرف را میزنم؟ برای اینکه وقتی چنین پتانسیلی ولو با سوقدادن ازدواج سفید به سمت ازدواج موقت، ولو نکاح معاطاتی یا کمک از قراین اگر وجود داشته باشد،نمی خواهم وارد ادله فقهی شوم، نشان میدهد اینکه من چگونه به موضوع نگاه کنم به عنوان هستها یا بایدها . الآن بخشی از جامعه ما درگیرند، بخشی از جوانهای ما درگیرند. حال اسمش را نگذارند ازدواج سفید، این که در یک خانه باشند نه، ولی اصل روابط بسیار گستردهاست؛ اصل روابط دو نفر که اگر این روابط را داخل در شریعت بیاوریم فقه آن را مشکلدار میداند…

در قانون خودمان: رابطه‌ی این دو نفری که ازدواج سفید دارند؛ یعنی در یک خانه هستند و با هم زندگی میکنند و روابط جنسی با همدیگر دارند را اگر بخواهیم تحلیل کنیم یا باید در قالب ماده 737 قانون مجازات اسلامی یعنی رابطه نامشروع بیاوریم… یا در قالب زنا این را تعریف کنیم… یا اینکه اساساً برایمان دغدغه شود و این را به عنوان مسئله تعریف کنیم و در مجلس برای این قصه یک عنوان مجرمانۀ خاص ایجاد کنیم…”

ازدواج سفید با عباراتی همچون:  چنین روابطی، چنین تصمیمی، هستها ، در یک خانه هستند و با هم زندگی میکنند و روابط جنسی با هم دارند، تعریف شده است


5- “…بخشی از جوانهای ما درگیرند. حال اسمش را نگذارند ازدواج سفید، این که در یک خانه باشند نه، ولی اصل روابط بسیار گسترده است…”

اینجا ظاهرا تعریف ازدواج سفید از سایر روابطی که خیلی هم گسترده است، جدا می‌شود.


6- “…بحث انماالکلام در اینجا است که برای مثال در یک شهری 10 نفر، 20 نفر، 30 نفر، 50 نفر بدون اینکه عقدی خوانده باشند و ثبت شده باشد، رفت وآمد دارند و در یک واحد آپارتمانی زندگی میکنند. حالا میخواهیم سراغ اینها برویم…”

ازدواج سفید اینگونه تعریف می‌شود، رفت و آمد و زندگی در یک واحد بدون خواندن و ثبت عقد


7- “…دقت کنید من مخالف این نیستم که اگر رابطه نامشروع علنی شد، برخورد شود اما اینکه دختر و پسری در ماشین باشند به معنای علنی بودن این رابطه نیست، ما از کجا میدانیم نسبتشان چیست؟…”

شاید در اینجا ازدواج سفید رابطه نامشروع مخفی تعریف شود.


8- “…باید قانونگذار ما مقداری اعتماد به نفسش را کاهش بدهد و یاد بگیرد که در برخی از امور یا دخالت نکند و بداند اگر دخالت کند، بدتر می شود…”

در اینجا ازدواج سفید به عنوان امری معرفی می‌شود که قانون‌گذار نباید در آن دخالت کند.


9- “…ورود دولت در عرصۀ حقوق کیفری در ازدواج سفید، در روابط نامشروع مخفیانه و در خیلی از قلمروها بنظر میرسد اثری بر آن مترتب نیست…”

ظاهرا ازدواج سفید نوعی رابطۀ نامشروع و مخفیانه تلقی شده است.


10- “…من میخواهم بگویم آسیبها مشترکالورود است. طوری بر سر ازدواج سفید نزنید که از ته آن خوردن بر سر ازدواج موقت هم درآید. اگر بگوییم ازدواج سفید این آسیبها را دارد، عملاً داریم رد میکنیم یکی از نهادهای مسلّم فقهی را. من میگویم اشکالات آسیب‌شناسانه مشترکالورود است. پس علت عدم پذیرش ازدواج سفید را نباید بر مبنای آسیبها قرار دهید. چون آسیبها به‌نظرم طابقاً نعل بالنعل است و حتی بگذارید یک گام بالاتر بروم؛ حتی در ازدواج سفید به نظر میرسد تعهدی که طرفین به هم دارند یک گام از ازدواج موقت بالاتر است؛ اگر واقعاً در کانتکسی باشد که آنها تعریف میکنند و میگویند ما با هم هستیم تا فلان تاریخ، ما با هم هستیم تا آخر تحصیل و … اما این قصه در کانتکس ازدواج موقت وجود ندارد…”

در این تعریف، ازدواج سفید کانتکسی دارد که در آن تعهدی بین طرفین ایجاد می‌کند.


11- “…عرض من این است که پتانسیل وجود دارد که در تلفیق میان ازدواج موقت و نکاح معاطاتی صبغه شرعی به این رابطه بدهیم. پتانسیل را میگویم ها! من اهل فتوا نیستم ولی میگویم این پتانسیل وجود دارد و برای شخصی که در این فضا رابطۀ خود را تعریف کرده، با این نگاه، زدن رنگ مشروعیت بر این رابطه وجود دارد…”

اینجا ازدواج سفید فضائی است برای تعریف رابطه


با کمی دقت کاملا مشخص می‌شود که آقای برهانی هیچ تعریف دقیق و مشخصی برای موضوعی که در ارتباط با آن صحبت می‌کند ندارد.

ایشان در سال 1397 در صفحه اینستاگرام خود یادداشتی با عنوان “سریالی به نام: برهانی و ازدواج سفید” منتشر کردند که در آنجا هم پس از گذشت 2 سال، تعریف معینی از ازدواج سفید ارائه نمی‌شود: 

12- “…از لحاظ فقهی و حقوقی و به حصر عقلی؛ یا ازدواج سفید، نوعی ازدواج و امری مجاز است و‌ طرفین آن استحقاق هیچگونه مجازاتی را ندارند یا ازدواج سفید، نوعی ازدواج نیست (کما علیه الاکثر)…”

آقای برهانی در این یادداشت تاکید می‌کنند که “…  تنها یکبار در سال ۱۳۹۵ در این خصوص اظهارنظر کردم و لاغیر …”

 

خطای برهانی در فهم ازدواج سفید و کارآمدی فقه4

ایشان در بین صحبت‌هایشان چندین مرتبه ضابطان قضائی و قضات تازه‌کار را به دلیل عدم شناخت درست موضوع، مورد هجمه قرار می‌دهند

1- “…نکند ازدواج سفید دارند؟ پس من مسئولیت اجتماعی دارم پس باید به سراغشان بروم؛ یا ضابط این کار را بکند که عرض خواهم کرد که یکی از ابتلائاتی که در جامعه ما دارد وجود ضابطینی است که پشت سر هم احساس تکلیف میکنند و برای سیستم قضایی و کیفری مسئولیت درست میکنند…”

2- “…گیری که وجود دارد این است که ما نباید دخالت کنیم، ضابطین نباید دخالت کنند چون با بروز احساس تکلیف در ضابطین و مأمورین انتظامی و نیروهای مردمی، میروند و میپرسند تا بفهمند تا تحقیق کنند! یعنی طرف میبیند دختر و پسری در خانه، ماشین یا بیرون‌أند اول میپرسد: نسبت شما چیست؟…”

3- “…مشکلی که ما داریم این است که در این بحث هم ضابط احساس تکلیف میکند و هم قاضی احساس تکلیف میکند. قاضی هست با دو سال سابقۀ ابلاغ که ایشان احساس تکلیف میکند برای پاکسازی کرۀ زمین. این نکتۀ مهمی است. ای کاش این پروندهها نزد قضاتی مطرح شود که 12 سال، 10 سال سابقه دارند…”

اما با این وجود خودشان نظرات حقوقی و فقهی‌شان را در ارتباط با موضوعی که نسبت به آن علم کافی نداشته‌اند به طور مصداقی بیان کرده‌اند.

جناب برهانی، آن پدیده‌ای که با عبارت جعلی ” ازدواج سفید” از آن یاد می‌کنید، نه یک تصمیم برای ایجاد رابطه‌ای نامشروع و پنهانی است و نه چیزی شبیه به نکاح معاطات و یا ازدواج موقت.

بلکه پدیده‌ای است با بیش از 2000 سال قدمت و تنیده شده در فرهنگ جنسیتی غرب.

این پدیده پیش از زمان قوانین ازدواج آگوستینی در روم آغاز شده و در غرب چه هنگام تشکیل کشورهای نوبنیاد اروپائی بعد از فروپاشی امپراطوری روم ، چه در زمان قرون وسطای آغازین و میانی و متاخر، چه در دوران رنسانس و چه در دوران مدرنیته و پسا مدرن ادامه داشته و دارد.

در تمام این سال‌ها انسان غربی و به خصوص حقوق‌دانانشان سعی کردند این سبک از زندگی مشترک بدون ازدواج را نظام‌مند و قانون‌مندش کنند. بخش مهمی از این تلاش مربوط به 70 سال اخیر و پس از جنبش‌های فمنیستی است.

همباشی در غرب،  ابتدای امر مقدمۀ ازدواج بود، خیلی زود رقیب ازدواج شد، پس از آن جایگزین ازدواج و هم اکنون به عنوان تجربه‌ای شکست خورده است که بیشتر در جایگاهی به عنوان جایگزین تجرد دیده می‌شود.

در تمام این سال‌ها عدم قصد ازدواج، یکی از ارکان اصلی تعریف و تشخیص این پدیدۀ به ظاهر نوظهور باقی مانده است.

دعوا بر سر چگونگی انشای زوجیت و یا پیدا کردن مبرزی برای بیان اراده باطنی نیست، در همباشی طرفین با قصد عدم زوجیت و با هدف اینکه ازدواج نکنند وارد رابطه می‌شوند.

شاید عدم اطلاع از تفاوت‌های ازدواج‌های عرفی (Common law Marriage) و همباشی (Cohabitation) موجب شده است که شما نیز همچون سایر سخنرانان مدعو، همباشی را چیزی  شبیه به نکاح معاطاتی تلقی کنید. و یا شاید ظاهر فریبندۀ عبارت جعلی “ازدواج سفید” شما را نیز به بیراهه برده و این پدیده را نوعی ازدواج پنداشته‌اید.

 

خطای برهانی در فهم ازدواج سفید و کارآمدی فقه3

مطالعات تکمیلی در صفحات: چرا نباید از عبارت ازدواج سفید استفاده کنیم؟  ازدواج عرفی، ازدواج سفید و همباشی در لغت‌نامه‌ها و ریشه‌شناسی

نقد دوم: انتظارات انتزاعی و روشنفکرمآبانه از فقه و فقاهت

آقای برهانی در بخشی از صحبت‌های خود تاکید می‌کند که ازدواج سفید را میتوان با پتانسبل فقهی، در قالب شرعی تعریف کرد:

1- “…اگر من بتوانم با یک پتانسیل فقهی – هرچند حتما نیاز به یک اتوریته فقهی برای فتوا وجود دارد- آمدم پتانسیلی را ایجاد کردم که به این شخص بگویم تو که دارای چنین روابطی هستی، امکان مشروعیت بخشی به این رابطه وجود دارد به جای اینکه یُطلَق علیکما عنوانِ الزانی او الزانیه – یُطلَق علیکما عنوان الفاسق، شما پتانسیلی وجود دارد که شما را از این عنوان بسیار سنگین خارج میکند و این رابطه را میتوان در قالب شرعی تعریف کرد. چرا من این حرف را میزنم؟ برای اینکه وقتی چنین پتانسیلی وجود دارد ولو با سوق‌ دادن ازدواج سفید به سمت ازدواج موقت، ولو با نکاح معاطاتی…”

و یا در جای دیگر می‌گویند:

2- “…عرض من این است که پتانسیل وجود دارد که در تلفیق میان ازدواج موقت و نکاح معاطاتی صبغه شرعی به این رابطه بدهیم. پتانسیل را میگویم ها! من اهل فتوا نیستم ولی میگویم این پتانسیل وجود دارد و برای شخصی که در این فضا رابطۀ خود را تعریف کرده، با این نگاه، زدن رنگ مشروعیت بر این رابطه وجود دارد…”
از آنجائی که مباحث فقهی در محدودۀ کاری این وبگاه نیست، از بررسی و تحلیل فقهی این مطالب می‌گذریم اما نکات زیر قابل تأمل است:

آقای برهانی، شاید خطای جنابعالی در فهم و شناخت همباشی، به دلیل عدم رجوع به جامعه‌شناسان کارشناس (که البته خود دعوی ضرورت آن را بر دیگران دارید) و ارائه تعریف ناصواب از آن، بخشودنی باشد؛ اما خطای آن جناب در فهم دانش فقه و حقوق مبتنی بر آن قطعاً نابخشودنی است.

فقه، علم استنباط مسئولیت‌های فرد مکلّف و در سطحی بالاتر، علم استنباط برنامه هدایت رفتاری فرد و جامعه است. در طول تاریخ، آنجا که پدیده‌های اجتماعی جدید و موضوعات نوپیدایی ظاهر شده‌اند، فقه در تعامل با آن‌ها:

🔰 برخی را تأیید و به آن رسمیت بخشیده

🔰 بعضی را با اصلاحات و قیودی مشروع دانسته

🔰 و مواردی را نامشروع خوانده و طرد نموده است

«همباشی» در واقع بی‌راهه‌ای است که نسل فردیت‌یافته، سیّال، خودآفرین و لحظه‌ای انتخاب کرده، چرا که:

نمی‌خواهد ازدواج دائم و تعهدات مبتنی بر آن را بپذیرد؛

درصدد برقراری رابطه‌ای «تا اطلاع ثانوی» است؛

روح این رابطه، قرار دادن امر طبیعت‌بنیاد بر بنیان بی‌بنیانی است؛

ماهیت این رابطه بر استعلاگریزی، تقدیس عصیان و سرکشی است؛ حال در برابر دین باشد یا قانون، فرهنگ باشد یا اخلاق، عرف باشد یا آداب.

در این رابطه بایسته است که هر یک از طرفین این اختیار را داشته باشند که صرفاً بر اساس اراده آزاد فرد، در هر لحظه که بخواهند، بتوانند بدون تعهدی خاص از رابطه خارج شوند. 

خودآفرینی نسل جدید

نسل جدید، غالباً، می‌داند که می‌توان با تکیه بر ظرفیت ازدواج موقت همراه با قیودی مشروع، رابطه‌ای زمانمند را به‌منظور شناخت طرف مقابل و یا به هر دلیل دیگری و نهایتا ازدواج دائم شکل داد؛ اما به دلیل آنکه مرجعیت «غیر» را نمی‌پذیرند، ازدواج موقت را پس می‌زند و رابطه آزاد، تعلیقی، سیّال و لحظه‌ای را برمی‌گزیند. چرا که انتخاب این رابطه علاوه بر آنکه فردیت شخص را ارضا می‌کند، نشان دادن عصیان در برابر سلسله مراتب است. در یک کلام او خودآفرین است و نمی‌خواهد راهبری را به دست دیگری، حتی اگر آن دیگری دین یا قانون باشد، بسپارد.

تصویری که شما از فقه ارائه می‌دهید، سازوکاری برای کار راه‌اندازی، کارچاق‌کنی و به تعبیر فقهی‌اش، «محلّل» است که با فوت و فن‌های فقهی، امور نوظهور را تصحیح و مشروع می‌کند.

جالب‌تر آنجاست که آقای برهانی با آن همه پتانسلی که برای فقه قائل‌اند که حتی میتواند به زندگی مشترک همراه با روابط جنسی و بدون ازدواج، صبغه شرعی بدهد، چطورهمین فقه را در ورود به حفظ مصالح عامه آن‌قدر دست بسته می‌دانند!

به این سوال و جواب توجه کنید:

مجری: از دکتر برهانی سوال دیگری شده است که رابطۀ کشف پدیدۀ ازدواج سفید توسط ضابطان و رابطۀ آن با حریم خصوصی چیست؟

دکتر برهانی:”… انصافاً این مسئله محظور دارد. الان که ما محظور قانونی هم داریم. الان معضلی در جامعه است؛ ببینید چه اضطرابی را چنین برخوردی توسط ضابط در جامعه شکل میدهد… مشکل ما این است؛ یک مشکل اجتماعی به نام فضولی یعنی بروم و واکاوی کنم که بفهمم و این یک بیماری اجتماعی است که با آن درگیر هستیم وگرنه تکلیف قانونی اصلاً وجود ندارد…”

و اینجا می‌گوید:

“…چه شخصی ازدواج سفید کرده باشد، چه ازدواج سفید و چه رابطۀ صد در صد نامشروع بنظرم مدخلیتی در حریم خصوصی ندارد. من میخواهم بگویم که آیا این پتانسیل وجود دارد که صبغۀ شرعی بر ازدواج سفید بزنیم یا خیر؟ به نظر میرسد با اصلاح برخی بخشهای ازدواج سفید این پتانسیل وجود دارد. نه میتوان گفت هر کس ازدواج سفید کرد، قصد ازدواج ندارد و نه میتوان گفت هر کس ازدواج سفید کرد، مبرز ندارد چون مبرز امر عرفی است.

پارادایم‌ها و عقلانیّت مسلط

آقای برهانی، چنانچه مطالعه‌ای درباره شکل‌گیری «عقلانیت‌های اجتماعی» به‌مثابه امری فرهنگی داشته باشید با وضوح بیشتری درمی‌یابید که پدیده‌هایی که امروزه، گاه مورد وفاق اکثریت قرار می‌گیرد، بیش از آنکه از امور عقلایی باشند، ناشی از پارادایم‌ها و عقلانیت‌های مسلط است. عقلانیت فردگرایانه پدیده‌های مناسب با خود را شکل می‌دهد و مقبولیت می‌بخشد. عقلانیت توحیدی پدیده‌های متناسب با خود را.

به راستی اگر فقه دستگاهی برای مشروعیت بخشیدن به امتداد رفتاریِ عقلانیت فردگرا باشد، چگونه می‌تواند بستر رشد انسان موحّد را فراهم کند؟!

در این نشست، بیانات آقای دکتر رضانیا در صفحه خطای رضانیا در تعریف ازدواج سفید نیز مورد بررسی قرار گرفته است.

مطالعات تکمیلی در صفحات: نقویان و فقه محلل، فقه پویا و همباشی

خطای برهانی در فهم ازدواج سفید و کارآمدی فقه

ازدواج سفید و رسالت فقه