همباشی، سروش دباغ و ترازوی اخلاق
مقدمه:
- این نقد با هدف بررسی علمی و تحلیلی بخشی از دیدگاههای مطرحشده در [مقاله /مصاحبه / سخنرانی / پایاننامه] مورد نظر تهیّه شده است. بدیهیست که این اثر میتواند حاوی نکات مثبت، آموزنده و ارزشمندی نیز باشد که در این یادداشت به آنها پرداخته نشده است، چراکه تمرکز این صفحه فقط بر بخشهایی است که به نظر ما نیازمند توجّه، بازنگری، اصلاح یا توضیحات بیشتری هستند.
- بخش نقد و بررسی در مقام نقد تفصیلی موضوعات مورد انتقاد نیست. چرا که گاهی یک مطلب کوتاه نیاز به بحث و پاسخی مفصل و دقیق دارد که از حوصلۀ این بخش خارج است.
- بخش نقد و بررسی قصدش توجّه، دقّت و ژرفنگری به مطالب است تا به این واسطه مواردی همچون شبهات، ابهامات، نادرستیهای شکلی و مفهومی، مغالطهها، تحریفات و مواردی از این دست را در متن آشکار نماید. و در نهایت مطالعه صفحاتی را هم برای روشن شدن موضوع پیشنهاد میکند.
- عناوین ذکر شده برای افراد، بر اساس آن چیزی است که در متن اصلی آمده و از طرف ما، صحتسنجی نشده است.
- از صاحبنظران، نویسندگان و افراد مصاحبهشونده دعوت میکنیم در صورت تمایل، دیدگاه خود درباره این نقد را برای ما ارسال کنند تا به صورت شفاف و کامل در همین صفحه منتشر شود.
- هدف ما از این گفتوگوهای انتقادی، ارتقای سطح گفتوگوهای علمی و رسانهای مربوط به موضوع همباشی در ایران است.
شناسنامه اثر:
مولف مقاله: دکتر سروش دباغ
عنوان :ازدواج عرفی در ترازوی اخلاق
تاریخ: 19 مهر 1396
منبع منتشر کننده: وبگاه زیتون

نقد و بررسی
آقای سروش دباغ ، در سال 1396مقالهای با عنوان: ازدواج عرفی در ترازوی اخلاق منتشر نمود. ایشان چندی بعد مجددا همین موضوع را در فضای کلاب هاوس، مطرح و در معرض پرسش دیگران قرار داد.
مولف خود را عضوی از خانواده نواندیشی دینی در ایران معرفی میکند و چنین مینمایاند که این مقالهای نواندیشانه است و مباح انگاشتن ازدواج عرفی ( که بنا بر نظر ایشان همان همباشی است) از مصادیق به رسمیت شناختن هوشمندانۀ اقتضائات زمانه است.

ایشان چه در گفتار و چه در متن تصریح میکند که جامعهشناس ، فقیه و حقوقدان نیست و تنها با انگیزههای اخلاقی و دینی به نگارش این وجیزه اقدام نموده است.
مولف در جای جای بیاناتش اظهار امیدواری میکند که به رسمیت شناختن و بحث و گفتگو دربارۀ این پدیده، رفته رفته آثار و نتایج حقوقی رهگشائی پدید آورد.
مولف نگارش مقالهاش را ورود به حوزهای خطرخیز و درشتناک قلمداد نموده و بیان میکند که دو ماه و نیم به درازا کشیده و 55 پاورقی دارد.
(از 55 پاورقی: 19 مورد ترجمه انگلیسی کلماتی است که در متن آمده، 9 مورد بخشی از مقاله است که ایشان ترجیح دادهاند در پاورقی بیاید، 8 مورد بیان خاطره است، 5 مورد ارجاع کلی به سایر مقالات خودشان است، 6 مورد ذکر منابعی است بدون شماره صفحه)
از آنجا که توضیحات مبسوطی درباره این مقاله در تکه فیلم زیر آمده، از توضیحات بیشتر خودداری میشود.
تکه فیلم اوّل
الف) ایرادهای مبنائی در تعاریف
پاورقی شمارۀ یک (صفحه 1) شامل موارد زیر است:
- مرادم از ازدواج عرفی: زندگی دو غیر همجنس با یکدیگر زیر یک سقف به نحو غیر رسمی.
- در انگلیسی از مفهوم Cohabitant برای توضیح این پدیده ( ازدواج عرفی) استفاده شده است.
- برخی واژه همباشی را به عنوان معادل این اصطلاح (cohabitant) پیشنهاد کرده اند.
- به نظرم ازدواج عرفی نیز معادل مناسب و قابل فهمی (برای cohabitant) در زبان فارسی است.
- مراد از عرف در این ترکیب (ازدواج عرفی) امری است که عقل جمعی بر آن صحه نهاده و … بخشی از مناسبات و روابط رایج میان انسانها شده.
- آنچه در سالیان اخیر از آن تحت عنوان ازدواج سفید یاد میشود، خرده فرهنگی است که … مصداقی از ازدواج عرفی است.
- الزواج العرفی در کشورهای مسلمان … طرح گشته، … اختصاصی به جامعۀ ایران معاصر ندارد….
مولف در این پاورقی بدون توجه به صدها منبع علمی تخصصی موجود (به زبانهای رایج دنیا)، به دلخواه خودش ( مرادم آن است که … به نظرم … ) پدیدهها و واژگانی همچون ازدواج عرفی، همباشی، ازدواج سفید و Cohabitation را تعریف میکند.
تعریف ایشان از پدیدههای یاد شده نه تنها درست نیست، بلکه او سعی دارد با صراحت تمام همین تعاریف ناردست را هم، به جای یکدیگر مورد استفاده قرار دهد.
در تمام مقاله سعی میکند عبارات همباشی، ازدواج عرفی، زندگی دو غیر همجنس به صورت غیر رسمی، cohabitant و ازدواج سفید را در کنار یکدیگر و به جای یکدیگر مورد استفاده قرار دهد.
ایشان در پاورقی شماره یک و صفحه 6 مقاله سعی میکند با زیرکی شیطنت آمیزی، مفرّی برای موجّه نشان دادن به کارگیری ازدواج عرفی به جای همباشی ایجاد کند:
از آن (همباشی)، به ازدواج عرفی هم میتوان تعبیر کرد. چرا که امروزه بدل به بخشی از عرف جاری در عموم جوامع شده است …
این درهم پیچیده کردن مفاهیم و به کار گیری دل بهخواهی کلمات به جای یکدیگر، زمانی جدیتر میشود که واژه ازدواج معاطات هم وارد میشود.
هدف مولّف از مغشوش و درهم و برهم کردن موضوعات و مفاهیم چیست؟
فرض ما بر آن است که مولف به گفته خودشان با انگیزههای اخلاقی و دینی در این حوزه وارد شدهاند. اما هدف ایشان چیست؟
فرض مولف آن است که همباشی میتواند از مشکلات جوانان به خصوص مشکلات ازدواج آنها بکاهد.
مولف (احتمالا) میداند که همباشی از آن جهت که در آن ازدواجی وجود ندارد، نوعی از زندگی است که در هیچ شرایطی نمیتواند روائی اخلاقی داشته باشد.
مولف (احتمالا) میداند که ازدواج معاطات، ازدواج است اما صحتّش از آن جهت که برای تحققش از صیغه ایجاب و قبول استفاده نمیشود، مورد اجماع فقهای امامیه نیست.
مولف (احتمالا) میداند که اگر شباهت و قرابتی باشد، بین ازدواج معاطاتی است با ازدواج عرفی. و همباشی هیچگونه نسبتی با ازدواج معاطات ندارد.
مولف (احتمالا) میداند که اگر بتواند به شکلی برای روائی اخلاقی ازدواج معاطات دلیلی اقامه کند آنگاه شاید بتواند آن را به ازدواج عرفی هم تعمیم دهد. حال اگر بتواند واژه همباشی را به جای واژۀ ازدواج عرفی قرار دهد، آنگاه برای همباشی هم روائی اخلاقی را فراهم کرده است.
پس بهترین کار آن است که مفاهیم پدیدههای یاد شده را در هم بپیچانیم و ترکیب کنیم تا به هر شکلی بتوانیم از آنها استفاده کنیم. البته خوب است مفرّی هم پیش بینی شود تا در صورت نیاز بشود از آن استفاده کرد و وجاهتی برای کردۀ خود داشته باشیم که نمونهاش ذکر شد.
الف) ایرادهای تاریخی در چگونگی ظهور ازدواج عرفی
تکهفیلم دوّم
نگارندۀ مقاله سعی دارد ظهور و بروز ازدواج عرفی را پدیدهای نو و روشنگرانه جلوه دهد. کسانی را هم که به قول ایشان در جهت این نواندیشی قدم برداشتهاند، روشنگر و آگاه به زمانه و اقتضائات آن معرفی میکند.
نگارنده با فرض اینکه از ابتدای ظهور مسیحیت، کلیسا نهاد رسمی ازدواج بوده، ازدواجهای خارج از کلیسا را نوعی تابو شکنی معرفی میکند و بر همین اساس ازدواجهای عرفی هم نواندیشانه معرفی میشود.
اما واقعیت تاریخ آن است که تا ابتدای دورۀ رنسانس، ازدواجهای خارج از کلیسا و عرفی، شکل غالب ازدواج در کشورهای غربی بوده است. و ازدواجهای کلیسائی از سال 1563 و به دنبال تصمیم تاریخی شورای ترنت، ظهور و کمکم گسترش یافت.
به عبارت دیگر ، هرج و مرج ناشی از ازدواجهای عرفی رایج موجب شد تا بزرگان کلیسا، ازدواج در حضور کشیش و با حضور شهود را تنها شکل قابل قبول ازدواج تعیین کنند.
با وجود چنین فرمانی، باز هم کشورهائی همچون انگلستان (که بیشتر پروتستان بودند) به آن تن ندادند و تا حدود 200 سال بعد هم ازدواج عرفی، در اینگونه کشورها شکل رایج ازدواج بوده است.
از آنجا که توضیحات مبسوطی در بخشهای ازدواج عرفی، عدم مدنیت ازدواج در غرب، کیفیت همباشی در غرب و همچنین تکهفیلمهای بالا ارائه شده است، از شرح و تفصیل بیشتر خودداری میکنیم.
منبع و مأخذ مطالب، کتاب همباشی (معروف به ازدواج سفید)






