ازدواج سفید عبارتی است که در ایران معمولا با مفاهیم و معانی متعددی مورد استفاده قرار گرفته است. اما در اصل اشاره به معنای واژۀ “Cohabitation” دارد که در فارسی برابر با “همباشی” است.
این عبارت نه تنها به صورت عرفی و در میان عامه مردم بلکه در ادبیات پژوهشی و متون علمی ایران نیز رواج دارد.
اما اینکه چرا واژۀ Cohabitation در ایران به “ازدواج سفید” معروف شده، جای تعجب و تامّل است. چون نه در ظاهر کلمه و نه در مفهوم، هیچ ارتباطی با ازدواج و سفیدی ندارد.
همباشی نوعی زندگی مشترک است که طرفین بدون ازدواج با یکدیگر زندگی میکنند و در طول این مدّت همچون دو نفری که ازدواج کردهاند اجازه و امکان ارتباط جنسی با یکدیگر دارند.
به عبارت دیگر 3 رکن اصلی دارد: زندگی مشترک، ارتباط جنسی و بدون ازدواج.
فرهنگستان زبان و ادب فارسی، وظیفۀ واژهسازی و معادلیابی در ترجمه از زبانهای دیگر به زبان فارسی را به عهده دارد. بر همین اساس، واژۀ همباشی، مصوّبِ این فرهنگستان در حوزۀ علوم سلامت است.
البته معدودی از کتابهای دانشنامهای یا تخصصی توسط برخی از اساتید ترجمه شده که در آنها معادل فارسی کلمۀ Cohabitation، کلماتی غیر از همباشی است. اما با توجه به اینکه فرهنگستان مرجع معادل سازی کلمات غیر فارسی در کشور است باید وحدت رویه را حفظ کرد.
خیر. فرهنگستان تنها وظیفه واژهسازی و معادلیابی به زبان فارسی را بر عهده دارد. تعریف کلمات باید بر اساس تعاریف انجام شده در زبان اصلی انجام شود.
با توجه به مبداء پیدایش همباشی در غرب و تاریخ گسترش آن در تمدّن غربی، باید لغتنامهها، دانشنامهها، مقالات و کتابهای تخصصی که در بستر علمی غرب شکل گرفتهاند، مرجع تعریف باشند. این منابع نیز بیشتر به زبانهائی با ریشۀ لاتین هستند.
این واژه به طور عمومی به معنای زندگی مشترک و همزیستی استفاده میشود. همچون کسانی که با وجود اختلاف در مذهب و اعتقادات، در کنار یکدیگر زندگی میکنند. و یا احزاب سیاسی مخالف که در کنار هم فعالیت دارند. و حتی برای زندگی انسان در کنار حیوانات خانگی هم استفاده میشود.
اما در حوزه مفاهیم مرتبط با زندگی مشترک دو نفر، همانگونه که بیان شد به معنای نوعی زندگی مشترک توافقی و بدون ازدواج است.
خیر. عبارت “White Marriage” در هیچیک از لغتنامهها و دانشنامههای انگلیسیِ رایج و معروف وجود ندارد. همچنین در هیچ مقاله و یا کتاب تخصصی به زبانهای غیر فارسی هم دیده نمیشود. در واقع عبارت ازدواج سفید، ترجمه هیچ عبارت یا واژۀ لاتینی نیست و عبارتی بیریشه و بیمسمّاست.
عبارت white marriage در واقع برای عبارت فارسی ازدواج سفید، معادل سازی انگلیسی شده است. به عبارت دیگر از یک عبارت فارسی، یک عبارت انگلیسی ساختهاند. اگر خیلی خوش بینانه نگاه کنیم، باید گفت که رواج عبارت ازدواج سفید در ایران موجب شده تا انگلیسی زبانها و مترجمین هم از معادل سازی انگلیسی این عبارت به جای واژۀ Cohabitation استفاده کنند. نکتۀ مهم آن است که قدمت عبارت white Marriage بیش از چند سال نیست و بیشتر در ترجمۀ متون فارسی به انگلیسی دیده میشود.
خیر. این عبارت انگلیسی تقریبا در همه لغتنامههای انگلیسی اینگونه ترجمه شده است: ازدواجی است که عروس لباس رسمی سفید میپوشد و مراسم در کلیسا برگزار میشود. به عبارت دیگر ازدواجی همراه با تشریفات مشخص است و ارتباطی با همباشی ندارد.
خیر. این عبارت فرانسوی به معنای ازدواج صوری، مصلحتی و ناتمام است. این نوع ازدواج بیشتر برای رفع مشکلات اداری، سهولت در مهاجرت، اخذ تابعیّت و موارد مشابه انجام میشود. در این نوع ازدواج چه بسا هیچ زندگی مشترکی تشکیل نشود و قصد طرفین نیز همسر گزینی نیست اما از لحاظ قانونی، رسمی و معتبر است. در هر حال هیچ ارتباطی با همباشی ندارد.
تا چندین دهۀ قبل، اگر بعد از 2 تا 3 سال، رابطه همباشی به جدائی ختم نمیشد، تعدادی از همباشیها به ازدواج منتهی میشدند. اما امروزه همباشی بیشتر به عنوان سبکی از زندگی و جایگزینی برای ازدواج انتخاب میشود. کسانی که در این نوع ارتباط هستند حتی فرزندان خود را هم در همین شرایط تربیت میکنند و معمولا برنامهای برای ازدواج ندارند.
کسانی که در رابطۀ همباشیاند را میتوان به چند گروه تقسیم کرد:
خیر. در همه جای دنیا، مشکلات اقتصادی یکی از چالشهای جدی هر جوانی برای تشکیل زندگی مشترک است. به خصوص تهیه مسکن از شاخصترین مسائل اقتصادی پیش روی جوانان است.
در ابتدا تصور میشد که همباشی با سادگی و آسانیاش میتواند این مشکلات را حذف کند و یا کاهش دهد. اما نتایج تحقیقات بر روی تجربۀ زندگیِ به سبکِ همباشیِ میلیونها نفر نشان داد که چنین هدفی محقق نشد. چرا که :
تحقیقات نشان داده است که بنیۀ اقتصادی خانوادههای حاصل از ازدواج، به مراتب قویتر از زندگیهای مشترک حاصل از همباشی است.
نتایج تحقیقات به وضوح بیانگر آن است که سطح رضایتمندی از زندگی، کیفیت زندگی و شادی افرادی که در رابطۀ همباشی هستند از جهت ارضای غرایز و عواطف، پائینتر از کسانی است که ازدواج کردهاند. میزان خشونت و بد رفتاری در اینگونه زندگیها به مراتب بیش از یک خانوادۀ معمولی است. میزان آشتی بعد از دعواهای معمول در زندگی مشترک، در روابط همباشی به طور محسوسی کمتر از ازدواج است. افسردگی و مصرف مواد مخدر در کسانی که در روابط همباشی هستند به مراتب بیشتر است.
هر یک از طرفین همباشی میدانند که طرف مقابل احتمالا روابط دیگری را نیز تجربه میکند. عدم اطمینان از ادامه زندگی مشترک، سطح بالای بیثباتی و عدم مسئولیتپذیری، روابط آنها را به شدت تحت تأثیر میگذارد.
به چند نکته باید توجه کرد:
اما هیچگاه بنا بر همردیفی و یا جایگزینی اینگونه روابط به جای ازدواج نبوده است. در صورتیکه همباشی در غرب، هم اکنون جایگزین بخش قابل توجهی از ازدواجها شده است و بر گرههای کور کلاف سر در گم روابط لجام گسیختۀ زن و مرد غربی، افزوده است. از این جهت، همباشی پدیدهای خلاف نظام آفرینش جهان هستی و انسان، و محکوم به حذف شدن است.
به چند نکته باید توجه کرد:
اما هیچگاه بنا بر همردیفی و یا جایگزینی اینگونه روابط به جای ازدواج نبوده است. در صورتیکه همباشی در غرب، هم اکنون جایگزین بخش قابل توجهی از ازدواجها شده است و بر گرههای کور کلاف سر در گم روابط لجام گسیختۀ زن و مرد غربی، افزوده است. از این جهت، همباشی پدیدهای خلاف نظام آفرینش جهان هستی و انسان، و محکوم به حذف شدن است.
هم نظر سنجیها و هم رفتار مردم حاکی از آن است که همباشی نتوانسته پاسخگوی انتظارات انتزاعی از این سبک زندگی باشد.
به طور مثال نتایج یک نظر سنجی در آمریکا بیانگر آن است که، نظرات منفی مردم دربارۀ همباشی و مادران مجردی که فرزندانشان را به تنهائی بزرگ میکنند، در حال بروز بیشتر و جدی شدن است. در سال 2018 تنها 40 درصد از مردم نسبت به این دو پدیده اظهار نظر منفی داشتند. اما در سال 2021 تنها در طول سه سال، 47 درصد از مردم ، این پدیدهها را برای جامعه مضر دانستهاند.
از طرف دیگر تحقیقات در فاصله زمانی 1990 تا 2019 در آمریکا نشان میدهد که میزان ازدواج برای سنین 25 تا 54 سال به میزان 14 درصد کاهش یافته است. نکته مهم آن است که تنها 35 درصد از این افت به واسطه همباشی جبران شده و 65 درصد به طور کلی زندگی مشترک را کنار گداشتهاند. به عبارت دیگر همباشی نه تنها گزینۀ مناسبی برای زندگی مشترک نبوده، حتی رجحانی به زندگی مجردی هم نداشته است.
وضعیت اینگونه فرزندان، چیزی جدا از وضعیت والدینشان نیست. درصد قابل توجهی از این فرزندان معمولا تک والد میشوند و بیشتر با مادران مجردشان زندگی میکنند و شرایطی مشابه با فرزندان طلاق دارند.
آنهائی که توفیق داشتن هر دو والد را داشته باشند، بر اساس نتایج تحقیقات، معمولا از سطح بهداشت روانی پائینتری، نسبت به فرزندان متولد شده در یک خانواده حاصل از ازدواج، برخورداند. زیرا در اینگونه زندگیها، ناپایداری زندگی، خشونت و بد رفتاری بیشتر والدین نسبت به یکدیگر، کیفیت پائینتر روابط والدین و شادی کمتر، تأثیر منفی به سزائی در تربیت و بهداشت روانی فرزندان دارد.
چنانچه سؤال دیگری دارید، مطرح بفرمائید تا در حد ممکن پاسخگوی آن باشیم.
همباشی در غرب راهی بود برای فرار زنها به خصوص زنان متأهل از صدها سال تحقیر، خواری و دیده نشدن.
در غرب قرون وسطائی، زنان متأهل:
خیر. به طور کلی پیشینۀ جایگاه زن در غرب، بسیار اسفبار، به دور از شأن یک انسان، و همراه با تحقیر و ظلم جنسیتی بوده است.
و نتیجۀ همین ظلم چند صد ساله بود که آتش زیر خاکستر خشم زنان را در قالب جنبشهای فمینیستی شعلهور کرد. و موجهای بعدی این جنبشها با انحرافاتی همراه شد و گسترش ناگهانی همباشی را به دنبال داشت.
خیر. بسیاری از محدویتهای یاد شده تا قرن بیستم وجود داشت.
و هدف موجهای اولیۀ جنبش زنان، دستیابی به مواردی همچون حق آموزش، حق کار با دستمزد مشابه مردان، حق تملک و پس از آن حق رأی بود. در این میان رفع محدویتهای ایجاد شده به واسطۀ ازدواج نیز دنبال میشد.
تا دو دهۀ قبل هنوز هم پاسخ به این سوال که ” آیا زن انسان است”، یکی از مباحث مهم در غرب بود.
خیر. عدم مدنیّت ازدواج در غرب، نیز یکی دیگر از عوامل اصلی بروز همباشی بوده است.
بنا به دلایل متعددی، فلسفه، معنا و مفهوم، قوانین و شکل ازدواج در تاریخ تمدن غرب به شدت متغیر بوده است. و همین فراز و نشیبهای مفهومی و شکلی، هیچگاه فرصت مدنیت به ازدواج نداده است.
عدم مرزبندی دقیق مفهومی و قانونی بین ازدواج، ازدواج عرفی، نامزدی، همباشی و …، هرج و مرجی را بر روابط زن و مرد حاکم کرده است که نظم را فریاد میزند. و چنین شرایطی فرصت مناسبی برای گسترش همباشی بوده است.
بله. اگرچه همباشی همیشه مورد نکوهش و مذمت بوده، اما به واسطه قدمت طولانی این سبک از زندگی در تمدن غربی، به عنوان بخشی از فرهنگ و تاریخ روابط زن و مرد در غرب تبدیل شده است. و این پشتوانه فرهنگی نقش به سزائی در گسترش و شیوع ناگهانی همباشی در قرن اخیر داشته است.
خیر. در صورتی که ریشههای اصلی ظهور همباشی نادیده گرفته شود، تأثیر عوامل غیر اصلی پر رنگ میشود و محاسبات و تحلیلها را دچار خطا میکند.
همانگونه که امروزه معمولا مشکلات اقتصادی به عنوان یکی از مهمترین عوامل اصلی گسترش همباشی معرفی میشود. بر همین اساس مخاطب بی اطلاع، فرضش بر آن است که هرچه افراد مشکلات اقتصادی بیشتری داشته باشند، روی آوری آنها به همباشی بیشتر است . با این فرض ناردست، پاسخ به این سوال که چرا کشورهای پیشرو در همباشی جزو مرفهترین کشورها هستند؟ بی پاسخ میماند.
عوامل متعددی دارد:
همباشی با وجود قدمت تاریخیاش در غرب، همیشه نکوهیده، مورد مذمت و جُرم بوده است. تا چند دهه قبل در بسیاری از کشورها (به خصوص کاتولیکها) هم جُرم بود و هم پیگرد قانونی داشت. اما به دلایل متعددی قبح و زشتی این پدیده اجتماعی کاهش یافت. تا چندی قبل، به دنیا آوردن نوزاد خارج از ازدواج شرمآور بود. اما امروزه پذیرفته شده است. و این انگزدائی هنوز هم ادامه دارد.
به طور خلاصه و ساده، اگر لیبرالیسم را نوعی نگرش به جهان هستی، انسان و خالق آنها بدانیم، این نگرش اصول و مبانی خاصی دارد که برخی از آنها عبارتند از : انسان مداری، فردگرائی، تفکیک دین از زندگی، اصالت آزادی، عقلگرائی، سرمایهداری، سنت ستیزی و تساهل و تسامح.
حال با اندک تأملی، همۀ این مبانی را در مفهوم همباشی خواهید یافت. به عبارت دیگر، به دنبال ترویج فرهنگ لیبرال، نتیجهای غیر از شیوع همباشی، متصوّر نیست. معروف است که همباشی هیچگاه به واسطۀ مزایای فرضیاش گسترش نیافت بلکه شیوع آن نتیجۀ ترویج فرهنگ لیبرال بوده است. هر چه شخصی لیبرالتر باشد، پذیرش همباشی برای او سادهتر است.
خیر. با وجود گسترش همباشی در بسیاری از کشورهای غربی، هیچ کشوری قانون حمایتی برای ترویج همباشی در مقابل ازدواج ندارد. قوانین مربوط به همباشی، بیشتر قوانینی هستند که تنظیم شدهاند تا افراد وارد شده در رابطۀ همباشی را از صدمات ناشی از اینگونه روابط حفظ کند به خصوص در زمان جدائی.
خیر. حتی قوانین همباشی در استانها و یا ایالتهای یک کشور هم یکسان نیستند. قوانین مربوط به همباشی به شدت متفاوت، متغیر و در فراز و نشیب قبول و رد هستند. فرض کنید کسی در آمریکا دادخواستی حقوقی در ارتباط با همباشی داشته باشد. اینکه او و طرفش در چه ایالتی وارد همباشی شدهاند، و در چه ایالتی با هم زندگی کردهاند، و در چه ایالتی شکایت کرده است در نتیجه دادگاه بسیار موثر است.
خیر. زیرا بیشتر این قوانین در واقع رویههای قضائی هستند که در دادگاههای مختلف و بر اساس شرایط هر پرونده و نظر قاضی، ایجاد شده است. ازدواج عرفی با بیش از 200 سال سابقه کار قانونگذاری هنوز هم دچار همین مشکلات است. به گونهای که آشفتگی و هرج و مرج قانونی، پروندههای ازدواج عرفی را برای قضات به یک کابوس تبدیل کرده است. قوانین مربوط به همباشی نیز در تداوم همین وضعیت و با یک عجلۀ غیر منطقی تدوین شدهاند.
اگر نیمۀ دوم قرن بیستم را شروع گسترش ناگهانی همباشی در کشورهای غربی بدانیم، از آن زمان تا کنون حداقل 70 سال گذشته است. در طول این دوران میلیونها نفر اروپائی و آمریکائی وارد رابطۀ همباشی شدند و میلیونها نوزاد در نتیجۀ این روابط متولد شده است. حداقل 3 نسل از مردم این کشورها، این سبک از زندگی را در شرایطی که همباشی مورد اقبال بوده است، تجربه کردهاند. در این سالها دستگاه قضائی همۀ این کشورها در حال وضع قوانین و ایجاد رویههائی بوده که در جهت افزایش کارآمدی همباشی باشد. و این درحالی است که تجربه 200 سال قانونگذاری جدی برای ازدواج عرفی (که در مواردی بسیار شبیه همباشی است) را نیز داشتهاند. اما دستاورد این همه قانونگذاری چه بوده است؟
جواب این سؤال، بسیار ساده است. هندسۀ آفرینش جهان هستی و نظام فطری خلقت انسان با همباشی سازگار نیست. شاید چند روزی به دلایل متعدد، زرق و برق و نمودی داشته باشد اما محکوم به نابودی است.
البته از منظر صاحب نظران و پدیده شناسان اجتماعی نیز واکنشهای بنیادگرایانهای در مقابل تغییرات ارزشی پساماتریالیسیتی رخ خواهد داد و روند اشاعه پدیدههائی همچون همباشی را تغییر میدهد.
مهمترین راهکار دنیای غرب برای اینکه بتواند برای افرادی که در رابطه همباشی زندگی میکنند، جایگاه اجتماعی تعریف کند، تغییر مفهوم خانواده بوده است.
غرب با جمعیتی روبرو شد که نه تنها از جهت عرفی در بین سایر مردم وجاهتی نداشتند، از جهت قانونی هم مورد حمایت نبودند. از طرف دیگر میلیونها فرزندی که از جهت قانونی، نامشروع متولد شدند هم برای مادرانشان و هم برای دولتها معضلی بود. هیچگاه قوانین و رویههای قضائی نتوانست این مشکلات را کاهش و یا کنترل کند.
بهترین کار آن بود که با دستکاری کردن مفهوم خانواده، افراد مشمول رابطه همباشی و فرزندانشان را نیز به نوعی وارد محدودۀ تعریفی خانواده کنند.
تلاش برای تغییر مفهوم خانواده، همراه با سعی برای به رسمیت شناختن ازدواج افراد همجنس، شدت گرفته است. با این وجود هنوز این تلاشها نتوانسته است راه به جائی ببرد و تقریبا هیچ دادگاهی با خانوادۀ حاصل از یک ازدواج و افراد در رابطۀ همباشی، برخورد یکسانی ندارد.
ازدواج همیشه و در بین تمام اقوام و ملل امری مقدس بوده است. بر همین اساس با وجود قدمت همباشی در تاریخ غرب، هیچگاه این پدیدۀ اجتماعی نتوانست در مقابل ازدواج جایگاهی داشته باشد و به همین خاطر همیشه مورد انگ و نکوهش و گناه آلود بوده است. تلاشِ غرب قرن بیستم آن بود که همباشی را چیزی معادل ازدواج کند که نتوانست. چرا که قداست ازدواج آنقدر بود که هر گونه تلاشی بی نتیجه میماند. عباراتی همچون “ازدواج+” و یا ” فراتر از ازدواج” هم نتوانستند جائی باز کنند.
بهترین طرح آن بود که اسم ازدواج حفظ شود تا ایجاد حساسیت نکند اما مفهوم آن تغییر کند. اینکه ارتباط جنسی میتواند بدون ازدواج هم مشروعیت داشته باشد، اینکه ازدواج میتواند بین دو هم جنس هم اتفاق بیفتد، اینکه ازدواج میتواند بدون تعهد طرفین هم معنی داشته باشد و مواردی از این دست همه در جهت همین تغییر مفهوم ازدواج است.
اخیرأ از طرف بعضی از جنبشهای فعال در زمینه خانواده، فراخوانهائی در جهت به رسمیت شناختن مراقبت به جای سکس در روابط قانونی دو نفر به عنوان شریک زندگی، در کشورهائی همچون کانادا، انگلستان و ایالات متحده آمریکا مطرح شده است که شعار آنها حرکت به سمت “فراتر از زناشوئی” است. ظاهراً “کمیسیون حقوقی کانادا”، برای اولین بار در سال 2001 چنین حرکتی را آغاز کرده و پیشنهاد میکند که به جای ازدواج با یک قالب مشخص برای همه، باید به سمت مشارکت ثبت شده بر اساس مقررات فردی حرکت کرد.
در سال 2006 نیز یکی از اینگونه جنبشها در ایالات متحده، به منظور تمرکززدائی از ازدواج، سیستم “ازدواج+” را مطرح کرد. این جنبش پیشنهاد میکند که محدوده معنائی ازدواج گسترش یابد و خیلی از کسانی که الان از دایره ازدواج خارجاند مشمول “ازدواج+” شوند. کسانی همچون همجنسگرایان، سالخوردگانی که با هم زندگی میکنند، دوستان نزدیک و حتی خواهر و برادرانی که با یکدیگر زندگی میکنند. در این سیستم هر کس میتواند کس دیگری را معرفی کند تا به عنوان همسر او تلقی شود و یک خانواده تشکیل دهند.
در چنین طرحهائی هدف آن است که اصل “مراقبت از یکدیگر” محور زندگی مشترک باشد و محوریت روابط جنسی در یک رابطۀ قانونی کنار گذاشته شود و مفهوم خانواده تغییر کند. از نگاهی دیگر روشهائی هستند برای پوشش دادن و سپس گذشتن از همباشی.
روشن است که ما با کشورهای غربی از لحاظ موارد متعددی همچون دین و مذهب، فرهنگ، آداب و رسوم، وضعیت اقتصادی و … تفاوتهای اساسی داریم.
اما به چند دلیل نتایج تحقیقات دیگر کشورها درباره همباشی برای ما هم قابل استفاده است:
تحقیقات انجام شده بیشتر دانشگاهی، به روش کیفی، با جامعۀ آماری بسیار محدود ( حدود 30 نفر برای هر پژوهش) و بیشتر مربوط به دهۀ 90 است. نتیجۀ این تحقیقات به صورت پایاننامههای دانشجوئی و یا مقالات منتشر شده در دسترس است.
حوزههای علمیه نیز مقالاتی در ارتباط با این موضوع داشتهاند که جملگی متمرکز بر تفکیک همباشی از ازدواج معاطات و بررسی وجوه شرعی این پدیدۀ اجتماعی است.
هیچ گزارش مکتوب و معتبری در رابطه با قدمت همباشی و مکان مشاهدۀ اولین مورد از آن وجود ندارد. بیشتر اطلاعات موجود برگرفته از مصاحبههای بعضی از مسئولین است.
در سال 1394 برای اولین بار در پیمایش ملی ارزشها و نگرشهای ایرانیان (موج سوم) در یک جامعۀ آماری نزدیک به 15 هزار نفری، موافقت مردم با این پدیده مورد سوال قرار گرفت. سوال مطرح شده آن بود که آیا با زندگی پسر و دختر بدون ازدواج رسمی موافقید یا مخالف؟
توجه داشته باشید که در واقع این سوال مربوط به ازدواج عرفی است نه همباشی. در هر صورت تنها 2.7 درصد از سوال شوندگان با آن موافق بودند. البته در پیمایش بعدی در سال 1398، میزان موافقت 9.75 درصد گزارش شده است.
به چند دلیل کاملا طبیعی است:
بله. به دلایل زیر:
به نظر میرسد که در کنار هم قرار گرفتن سه رکن زیر تنها راهکار عملی مهار همباشی است:
بدیهی است که رفع مشکلات اقتصادی، ایجاد شغل و مواردی از این دست همه در مهار همباشی موثرند، اما اولویت و همزمانی سه اصل یاد شده بسیار مهمّ است.
تعیین زمان و چگونگی اینگونه آموزشها امری تخصصی و نیازمند نظرات تخصصی است. اما با توجه به سن بلوغ جنسی و دسترسی گسترده به شبکههای اجتماعی و اطلاعاتی، به نظر میرسد که سالهای آخر دورۀ دوم دبیرستان زمان مناسبی باشد.
باید توجه داشت که پرداختن به موضوع همباشی بدون برنامهریزی آموزشی، خود موجب اشاعه و گسترش آن است.
تجربه نشان داده است که گزارشهای خبری، مصاحبهها، سخنرانیها و هر نوع اطلاع رسانی بدون برنامهریزی و بدون هدف، خود از عوامل گسترش همباشی خواهد بود.
به عنوان مثال در سال 1967، رابطه مخفی همباشی دو دانشجوی یکی از دانشگاههای نخبگان در نیویورک، در گزارشی از نیویورک تایمز فاش شد. گزارشهای رسانهای این واقعه، نقش به سزائی در گسترش آگاهی عمومی مردم آمریکا نسبت به همباشی و گسترش آن داشت.
خیر. عوامل متعددی دست به دست هم داد تا همباشی اینگونه سریع و ناگهانی در غرب گسترش یابد. و بسیاری از این عوامل اصلی در کشور ما وجود ندارد.
بی هویتی به عنوان یک انسان، نداشتن حقوق انسانی برابر با مردان، عدم حق مالکیت، نداشتن حق رأی، و مواردی از این دست، زمینه مناسبی شد برای گریز از هر چیزی که حتی شبیه به ازدواج باشد و فرصتی بود برای گسترش همباشی. اما در ایران از این جهت هیچگاه انگیزهای برای روی آوری زنان به سمت همباشی وجود ندارد.
همانطور که ملاحظه میشود از جهات مهمی، همباشی در ایران بستر مناسبی برای ریشه گرفتن ندارد اما با این حال غفلت از این پدیدۀ اجتماعی میتواند آن را تبدیل به تهدیدی غیر قابل مهار کند.
میزان همباشی در کشورهای مسلمان، در مقایسه با کشورهای غربی بسیار ناچیز است. تا کنون هیچ کشور مسلمانی همباشی را به رسمیت نشناخته است و روابط جنسی بین زن و مرد در این سبک زندگی، در حکم زنا است.
جامعۀ الازهر در مصر که از جهاتی مهمترین کشور عربی جهان است، به شدت در مقابل همباشی موضعگیری نموده و آن را عملی غیر قانونی و حرام دانسته است.
عربستان سعودی با پذیرش رونالدو (فوتبالیست مشهور)، موجی از واکنشها را نسبت به همباشی بوجود آورد. زیرا او با شریک زندگیاش در روابط خارج از ازدواج بودند و این عمل از جهت قوانین این کشور، برای شهروندان سعودی عملی غیر قانونی است.
البته در سال 2020 میلادی، دولت امارات متحدۀ عربی، قانونی را به تصویب رساند که به نوعی در جهت به رسمیت شناختن همباشی بود. عدهای معتقدند که دولت امارات این قانون را بیشتر برای سهولت ارتباط با اتباع دیگر کشورها وضع کرده است.
غیر قانونی بودن، یکی از عواملی است که تا کنون موجب جلوگیری از گسترش همباشی در کشورهای مسلمان شده است. دلایلی که خانوادههای مسلمان را تا کنون از آلودگی به این پدیدۀ اجتماعی حفظ کرده است بییشتر سه چیز است:
با تمام این احوال، گزارشهائی مبنی بر مشاهدۀ همباشی و یا افزایش گفتمان آشنائی بیشتر با این پدیده، به خصوص در بین جوانان کشورهای مسلمان وجود دارد.
چنانچه سؤال دیگری دارید، مطرح بفرمائید تا در حد ممکن پاسخگوی آن باشیم.
در بخش پاسخگوئی به سؤالات متداول مربوط به همباشی ( معروف به ازدواج سفید)، با توجه به مخاطب عام، سعی بر آن بوده که جوابها مختصر، کوتاه و کافی باشد. بر همین اساس، امکان ذکر منابع با چنین ساختار پاسخگوئی وجود نداشت.
اما منابع و مآخذ پاسخگوئی به سؤالات موجود، بیشتر در کتاب همباشی به طور دقیق موجود و قابل دسترس است.
چنانچه کتاب را در اختیار ندارید و منابع پاسخگوئی به سؤال خاصی مد نظر شماست، آن سوال را مشخص بفرمائید تا منابعش معرفی شود.
دهها پرسش دیگر به همراه پاسخ آنها به تدریج در حال بارگذاری است.
چنانچه در ارتباط با همباشی سؤال مشخصی دارید، در حد توان پاسخگوی آن هستیم.
سوالات متداول درباره همباشی (ازدواج سفید)