فقه پویا و همباشی ( معروف به ازدواج سفید )

فقه پویا و همباشی (معروف به ازدواج سفید )

طرح موضوع و سؤال

  • شرایط امروزی برای ازدواج بسیار مشکل شده است. ازدواج جوانان به دلایل مختلفی با تأخیر انجام می‌شود. هزینه‌های شروع زندگی، تهیه مسکن و … بسیار بالاست.
 
  • جوانان به دنبال راهی هستند که تا قبل از ازدواج، بتوانند نیازهای طبیعی خود را پاسخ دهند و در عین حال مشکلات ازدواج را هم نداشته باشند.
 
  • از طرفی ازدواج سفید در بسیاری از کشورها در حال گسترش است و در جامعه امروز ما هم مورد توجه قرار گرفته است.
 
  • آیا فقه پویای شیعه میتواند ازدواج سفید را به عنوان موضوعی نو، به گونه‌ای مورد توجه قرار دهد که مشکلات یاد شدۀ جوانان را حل کند؟
 
  •  آیا علمای دینی با  شرایط و اقتضائات زمانی و مکانی امروز جامعه ما می‌توانند ازدواج سفید را در زمره احکام ازدواج مورد توجه قرار داده و مانع از بروز مشکلات تاخیر ازدواج آنان شوند؟
 
  • چرا علمای دین، با توجه به شرایط کنونی جامعه از ظرفیت ازدواج سفید برای رفع مشکلات جوانان استفاده نمی‌کنند؟

طرح چنین موضوعات و سوالاتی در ارتباط با همباشی، اگرچه نه با این صراحت، اما به روش‌های گوناگون و به طور تلویحی در شبکه‌های اجتماعی و محافل بحث و گفتگوهای آزاد، دیده می‌شود.

مطالعات ما، بر اساس شواهد موجود، حاکی از آن است که ‌افراد و مجامعی در خارج از کشور، طرح و چگونگی بیان اینگونه موضوعات را در دستور کار خود قرار داده‌اند. که البته پرداختن به آنها موضوع بحث ما نیست.

پاسخ به سؤالات مربوط به فقه پویا و همباشی

فرض ما بر آن است که یک جوان مسلمان ایرانی، خود به این سؤالات رسیده و می‌خواهد جواب قانع کننده‌ای دریافت کند. بر اساس این فرض، توجه به موارد زیر ضروری است.

 

1- همباشی چیست ؟

قبل از هر چیز باید همباشی (معروف به ازدواج سفید) را تعریف کرد. یکی از مهمترین مسائل در ارتباط با این پدیدۀ اجتماعی، تعریف نامشخص، مبهم و بیشتر، غلطی است که از ازدواج سفید وجود دارد.

تعریف همباشی

همباشی، سبکی از زندگی مشترک است که دارای 3 رکن اساسی است:

اول اینکه، دو نفر باید در یک محل سکونت واحد، زندگی مشترک واقعی داشته باشند به گونه‌ای که به این زندگی مشترک مشهور باشند.

دوم اینکه، هر دو نفر قصدشان عدم ازدواج است. یعنی هر دو می‌خواهند بدون رابطۀ زوجیت و بدون رابطۀ زن و شوهری در یک زندگی مشترک باشند. پس هم خودشان و هم دیگران می‌دانند که آنها در رابطۀ زناشوئی نیستند. (کیفیت همباشی در غرب)

سوم اینکه، در این زندگی مشترک، ارتباط جنسی بدون هر گونه قید و شرطی آزاد و مورد توافق طرفین است.

2- ازدواج معاطات چیست؟

باید ازدواج معاطات را تعریف کرد. ازدواج بدون قرائت صیغه عقد زوجیت، ازدواج معاطاتی است. این نوع ازدواج اگر چه از نظر فقهای امامیه مردود است اما محل بحث ما آن است که در این نوع ازدواج هر دو طرف قصد ایجاد رابطۀ زوجیت و پیوند زناشوئی دارند. (بهتر است ازدواج عرفی هم مطالعه شود)

همباشی ازدواج سفید یا ازدواج معاطات

بنا بر این تعاریف:

الف) از آنجائی که در همباشی هیچگونه قصد و فعلی که حاکی از رابطۀ زوجیت باشد وجود ندارد، به هیچ عنوان زیر مجموعۀ احکام مرتبط با ازدواج معاطات قرار نمی‌گیرد.

ب) قصد آیندۀ کسانی که در رابطۀ همباشی هستند، هیچ تأثیری در حکم فعلی رابطۀ آنها ندارد. تا چندی قبل بعضی از همباشی‌ها را مقدمۀ ازدواج می‌دانستند. دو نفر قصدشان آن بود که مدتی را به صورت همباشی با یکدیگر باشند، و در صورت تمایل و توافق، بعداً با هم ازدواج کنند. چنین قصدی حتی اگر تحقق هم پیدا کند، تاثیری در ماهیت همباشی آنها ندارد.

3- فقه و فقاهت چیست ؟

انسان از قبل از ولادت تا بعد از ممات احوال و روابطی دارد، اعم از احوال فردی و شخصی،  اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و بقیۀ شؤون زندگی. تکلیف همۀ اینها در فقه معلوم می‏شود

فقه مصطلح اسلامی، متضمّن مجموعه‌ی کاملی از مباحثی است که در عرف علمی امروز «علم حقوق» نامیده می‌شود و دارای عرصه‌های متنوعّی است که مجموعاً متکفّل تنظیم روابط میان افراد جامعه‌ی بشری است و نظامات و مقرّرات حاکم بر زندگی بشر از جهات گوناگون را شامل می‌شود. افزون بر این فقه، روابط میان انسان با خدا را نیز در قالب احکامی متین و مشروح، مشخّص می‌سازد که علم حقوق از این بخش، بیگانه است.

منابع فقه شیعی برای استنباط و استخراج احکام الهی عبارتند از قرآن، سنت، اجماع و عقل.

فقه پویا و همباشی ازدواج سفید

اسلوب و شیوۀ استنباط و درک احکام الهی و اسلامی، از منابع فقهی، فقاهت گفته می‌شود که علم اصول فقه، عهده‌دار تدوین و تحکیم اجزاء و اصول آن است.

روش فقاهت، یعنی همین روش رد فروع به اصول، و استنباط از اصول و مبانی استنباط – کتاب و سنت و عقل و اجماع – و کیفیت این استنباط و تقابل میان ادله و ترتیب و نوبت‏بندی ادله‏ی مختلف.

4-  فقه سنتی و فقه پویا چیست ؟

پویائی فقه یعنی اینکه، فقه شیعه با پشتوانه عظیمی که از جهت منابع دارد و با روش فقاهتی بسیار متقن، محکم و رسا، می‌تواند علاج‌ همۀ مشکلات انسان و پاسخگوی نیازها و حوادث جدید باشد. و راه جامعه‌ی اسلامی را جهت رسیدن به جایگاه تمدّنیِ مطلوب قرآن هموار نماید.

سنتی بودن فقه یعنی اینکه دارای شیوه و روشی است که بر طبق آن اجتهاد انجام می‌گیرد. شیوه‌ای که قرنها معمول بوده و کارایی خود را نشان داده است.

بنابراین ما دو فقه، یکی سنتی و دیگری پویا نداریم. فقه پویا، همان فقه سنتی است.

5- وظیفه فقه پویا و نقش اقتضائات زمان و مکان در آن چیست؟

 آن فقهی که می‌خواهد یک ملت یا مجموعه‌ عظیمی از انسانها و ملتها را اداره کند، بایستی بتواند شرایط زمان را بشناسد و پاسخ هر نیازی را در هنگام آن نیاز، به آن بدهد و نمی‌تواند در زمینه‌های سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و همه‌ مسائل زندگی مردم، نقطه‌ای را بی ‌پاسخ بگذارد.

پدیده‌های روز به ‌روز زندگی در مقام استفهام و استفتاء از فقه اسلامی، طبعاً باید به پاسخی قانع‌ کننده و حکمی قابل استدلال برسد.

بر همین اساس تعداد موضوعاتی که در معرض پاسخگویی فقه قرار می‌گیرند و فقه باید حکم شرعی آنها را بیان کند نیز به همین نسبت افزایش می‌یابد. بی‌شک سرچشمه‌های فقه و نیز شیوۀ فقاهت برای فهم حکم این موضوعات کافی است، ولی شناخت موضوعی آنها و تحقیق و تدقیق لازم برای تطبیق موضوع با عناوین کلی در فقه و استدلال مناسب و خلاصه بهترین روش برای درک حکم شرعی آن، کاری مهم و راهی دراز است که انجام و پیمودنش وظیفۀ فقه پویاست.

فقه پویا و همباشی

چه بسا موضوعاتی که در فقه مطرح شده و حکم آن واضح است؛ ولی امروزه، موضوع چنان تحول و تطوری یافته که به آسانی نمی‌توان حکم آن را از آنچه در گذشته گفته شده است به دست آورد. در چنین مواردی است که فقهای عصر با روشن‌بینی و احاطه‌ی علمی و پایبندی به روش فقاهت از یکسو، و آزاداندیشی و شجاعت علمی از سوی دیگر، مفاهیم جدیدی را در فقه، کشف کرده و احکام تازه‌ای را با استناد به کتاب و سنت، عرضه می‌کنند.

در اینجا منشاء و مادۀ حکم الهی، علم و حکمت محیط و لایتناهای الهی است که همۀ زمانها و مکانها را شامل می‌شود، نه خرد و اندیشه‏ی محدود بشر و نه مصلحت ‏اندیشی‏های کوته‏ بینانۀ او که در شرائط گوناگون زندگی قالب‌گیری و منجمد شده باشد. بنابراین کوثر شریعت و فقه نیز می‌تواند در جریانی دائمی و ابدی، از سرچشمۀ وحی، به سوی عرصه‏‌های گوناگون حیات جاری شود. بر همین اساس ناسازگاری نقش زمان و مکان در اجتهاد با  اصل ابدیت و پایداری شریعت، توهمی بیش نیست.

چنین نگاه اجتهادی و عالمانه به عرصه‌‌های گوناگون، از علوم انسانی تا نظام تعلیم و تربیت رسمی، و از اقتصاد و بانکداری تا تولید فنی و فناوری، و از رسانه‌‌های مدرن تا هنر و سینما، و تا روابط بین‌‌الملل و غیره و غیره، همه از لوازم تمدن‌‌سازی مطلوب قرآنی است.

6- آفات فقه پویا چیست؟

پویائی فقه از دو جهت می‌تواند مبتلا به آفاتی شود.

اول: تحجّر و سطحی نگری.

نگاه نو به مسائل نکردن، گذرانِ تاریخ و تحوّلِ فکر انسانها را نادیده گرفتن، انکار تعالی و ترقّیِ فکر و اندیشه و راههای زندگی،  تحجّر است.

علمای دین تنها با بینشی کاملا نو، نوآوری و تطبیق خود با نیازهای امروز جهان،( با استفاده از ذخیرۀ بی‌پایان معارف دین و با اسلوب فقاهت سنتی و اجتهاد زنده و پویا)، قادر بر هموار کردن راه تعالی جامعۀ اسلامی خواهند بود.

به عبارتی، هم فقه باید وسعت پیدا کند به گونه‌ای که همۀ شئون زندگی انسان را شامل شود و  هم روش فقاهتی ، احتیاج به تهذیب، نوآوری و پیشرفت دارد

تاکنون رائج‏‌ترین بهانه و دستاویز کسانی که خواسته‌‏اند اجتماعات بشری را از فیض هدایت و سعادت بخشی شریعت، محروم سازند این بوده است که احکام دینی را حقیقتی جامد و بی‏‌انعطاف پنداشته و جریان پیوسته و جوشان و تبدیل پذیر زندگی را با آن ناسازگار قلمداد کرده‌‏اند.

دوم: التقاط، کجروی و بی بند و باری علمی.

به جهت تحقق پویائی فقه، روشن بینی و در عین حال، انضباط فکری تمام باید به کار گرفته شود. هر گونه افراط و تفریط در این کار حساس و خطیر، زیانهای جبران ناپذیر به بار خواهد آورد. در این امر، لطمۀ بی ‏بند و باری علمی، به همان اندازه سنگین است که جمود فکری و کوته بینی.

در این کار بزرگ، شرح صدر و تحمل علمی همراه با دقت و مراقبت از اصول مسلم و مقطوع، در کنار یکدیگر لازم است. شناختن نقش هر زمان و هر مکان، همواره باید با پایبندی به اصول فقاهت که «روشی» علمی و تخصصی است، همراه باشد. اعمال دقت لازم و برجسته کردن اصول و مبانی فقاهت، راه را بر التقاط و کجروی می‌بندد.

از این ‏جا می‏توان دانست که تنها فقهای کارآزموده و اهل فن، صلاحیت آن را دارند که تأثیر زمان و مکان را در احکام شریعت بشناسند و بر طبق آن فتوا دهند. این امر خطیر از دسترس ناخبرگان و غیر متبحران اقیانوس فقاهت، بسی دور است.

7- زنا و حکم فقهی آن چیست ؟

 زنا یعنی (به اختصار)، ارتباط جنسی بین زن و مرد بدون آنکه عقد ازدواجی بین آنها واقع شده باشد. (تعریف کامل)

زندگی در گناه یا همباشی living in sin

حکم فقهی زنا آن است که گناه کبیره و موجب حد در اسلام است.

8- حکم همباشی چیست ؟

با توجه به ماهیت همباشی که چیزی به غیر از زندگی مشترک، همراه با ارتباط جنسی و بدون ازدواج نیست، آنچه که در همباشی اتفاق می‌افتد، می‌تواند در مصداق جرائمی همچون رابطۀ نامشروع، جرایم علیه عفت عمومی و اشاعۀ فحشاء باشد. (حکم همباشی در ایران)

مسائل اجتماعی و نسبت همباشی با حریم خصوصی و مصالح عامّه هم باید مورد توجه باشد.

9- تطبیق احکام با مسائل جدید !

وظیفۀ فقه پویا، تطبیق احکام الهی با مسائل و پدیده‌‎های جدید نیست. بلکه پویائی فقه آن است که وقتی پدیده‌ای جدید بروز می‌کند، به پشتوانۀ منابع عظیم الهی فقه و بر اساس اصول متقن و کارآمد فقهی، آن پدیده را تعیین تکلیف و حکمش را بیان کند. ممکن است این حکم با اندیشه و خرد محدود بشر و مصلحت اندیشی‌های او سازگار باشد و در مواردی نیز با خواسته‌های او همسو نباشد.

10- فرض بر کارآمدی همباشی !

در سؤالات مطرح شده، فرض بر آن است که همباشی به خاطر آن که در بسیاری از کشورها وجود دارد و مورد توجه قرار گرفته است، روشی مفید و موفق بوده است. در صورتیکه نتیجۀ تمامی تحقیقات علمی کشورهای مبتلا به این پدیده، حاکی از ناکارآمدی و عدم تحقق اهدافی است که برای همباشی متصور بوده است.

11- همباشی پدیده‌ای جدید نیست .

همباشی پدیده‌ای است با قدمت ده‌ها قرن (مبدأ پیدایش همباشی)، که در طول این مدت همیشه از دید تمام ادیان الهی، مذموم، مورد نکوهش و حرام بوده است.

آغاز ظهور همباشی (ازدواج سفید) -دادگاه کلیسائی

 در حال حاضر هم با اندک دقتی در مفهوم و تعریف آن، هر طلبۀ سطوح متوسط حوزه می‌تواند حکم آن را تشخیص دهد. آن چه که موجب شده در مواردی بحث‌های انحرافی در ارتباط با حکم آن ( در خصوص ازدواج معاطات) مطرح شود، آن است که تعریفش را مخفی می‌کنند. به عبارت دیگر موضوع به گونه‌ای مطرح شده که ماهیت و مفهوم واقعی آن را پنهان ساخته است. رواج عبارت جعلی “ازدواج سفید در میان عامه مردم و حتی در مجامع علمی، یکی از دلایل این شبهه افکنی است.

12- نقش همباشی در کاهش مشکلات ازدواج

مشکلات مربوط به ازدواج، همه به خاطر بی توجهی به احکام الهی است. مهریه‌ها و جهیزیه‌های سنگین، چشم و هم چشمی، مخارج بی مورد و اسراف گونۀ مراسم ازدواج، عدم مسئولیت پذیری، فردگرائی و … همه و همه ناشی از بی توجهی به احکام الهی است. به فرض محال اگر حکم همباشی به اختیار فقها بود، پذیرش آن نه تنها مشکلی را کم نمی‌کرد، بلکه خود معضلی می‌شد بزرگتر و پیچیده‌تر از مشکلات ازدواج. همانطور که در بسیاری از کشورهای مبتلا به این پدیدۀ اجتماعی -به خصوص اروپا و آمریکا- مشکلات ناشی از همباشی همچون لجام گسیختگی روابط جنسی، تجرد گرائی، کودکان نامشروع و… نهاد خانواده را در معرض فروپاشی قرار داده است.

منبع مطالب غیر فقهی: کتاب همباشی