ازدواج سفید در ایران

ازدواج سفید در ایران، پدیدۀ اجتماعی نوظهور و برگرفته از سبک زندگی غربی معروف به Cohabitation  است.

شیوه‌ای از زندگی مشترک بدون ازدواج که در فارسی با همباشی معادل سازی شده است.

اصطلاح “ازدواج سفید” در ایران هیچ ریشه لاتین و تعریف درستی ندارد که برای توضیحات تکمیلی بهتر است به صفحه تعریف ازدواج سفید و همباشی مراجعه کنید.

بر اساس تحقیقات انجام شده در ایران، اولین همباشی در ایران مربوط به چه زمان و مکانی است؟

هیچ گزارش مکتوب و معتبری در رابطه با قدمت همباشی و مکان مشاهدۀ اولین مورد از آن وجود ندارد. بیشتر اطلاعات موجود برگرفته از مصاحبه‌های بعضی از مسئولین است.

در سال 1394 برای اولین بار در پیمایش ملی ارزش‌ها و نگرش‌های ایرانیان (موج سوم) در یک جامعۀ آماری نزدیک به 15 هزار نفری، موافقت مردم با این پدیده مورد سوال قرار گرفت. سوال مطرح شده آن بود که آیا با زندگی پسر و دختر بدون ازدواج رسمی موافقید یا مخالف؟

 

کیفیت همباشی ( ازدواج سفید ) در غرب

توجّه داشته باشید که در واقع این سوال مربوط به ازدواج عرفی است نه همباشی. در هر صورت تنها 2.7 درصد از سوال شوندگان با آن موافق بودند. البته در پیمایش بعدی در سال 1398، میزان موافقت 9.75 درصد گزارش شده است.

وضعیت تحقیقات مرتبط با همباشی در ایران چگونه است؟

تحقیقات انجام شده بیشتر دانشگاهی، به روش کیفی، با جامعۀ آماری بسیار محدود (حدود 30 نفر برای هر پژوهش) و بیشتر مربوط به دهۀ 90 است.

نتیجۀ این تحقیقات به صورت پایان‌نامه‌های دانشجوئی و یا مقالات منتشر شده در دسترس است. حوزه‌های علمیه نیز مقالاتی در ارتباط با این موضوع داشته‌اند که جملگی متمرکز بر تفکیک همباشی از ازدواج معاطات و بررسی وجوه شرعی این پدیدۀ اجتماعی است.

چرا در ایران اطلاعات مربوط به همباشی بسیار کم و آن میزان اندک هم تنها مربوط به ده‌های اخیر است؟

به چند دلیل کاملاً طبیعی است:

  • اطلاعات مرتبط با همباشی در همۀ کشورها غیر دقیق، غیر قابل اعتماد و بسته به قدمت آن، بیشتر مربوط به دهه‌های اخیر است. (چرا اطلاعات مربوط به همباشی در همۀ کشورها غیر دقیق است؟)
  •  
  • میزان همباشی در ایران نسبت به کشورهای اروپائی، ایالات متحدۀ آمریکا، کشورهای آمریکای لاتین و… بسیار ناچیز است. موارد گزارش شده نیز بیشتر مربوط به حداکثر ده‌های 70 و 80 به بعد است.
  • هوشیار نبودن مراکز فرهنگی، علمی، پژوهشی و دستگاه قضائی کشور نیز بی تاثیر نیست.

آیا نتایج تحقیقات کشورهای غربی درباره همباشی، برای کشور ما قابل تعمیم و استفاده است؟

روشن است که ما با کشورهای غربی از لحاظ موارد متعددی همچون دین و مذهب، فرهنگ، آداب و رسوم، وضعیت اقتصادی و … تفاوت‌های اساسی داریم.

امّا به چند دلیل نتایج تحقیقات دیگر کشورها درباره همباشی برای ما هم قابل استفاده است:

  • تعداد کشورهای درگیر با همباشی بسیار زیاد است. کشورهائی با ادیان و مذاهب مختلف، وضعیت اقتصادی و سیاسی متفاوت، آداب و رسوم گوناگون، … و این گستردگی موجب شده است تا تحقیقات، طیف وسیعی از این تنوعات را پوشش داده باشد.
  • سابقۀ طولانی همباشی در غرب، که به صورت رسمی حداقل 3 نسل پی در پی را شامل می‌شود، موجب شده تا تحقیقات، شرایط زیستی، اجتماعی و حتّی ژنتیکی بسیار گسترده و متنوعی را پوشش دهد.
  • همباشی و عدم مدنیت ازدواج در غرب - ازدواج رومی
  • گذشته از عوامل تاریخی، دلایل روی آوری به همباشی در قرن اخیر، تقریبا در همۀ جوامع یکسان بوده است: مشکلات اقتصادی، شانه خالی کردن از مسئولیت، رفع نیازهای جنسی بدون ازدواج، بالا رفتن سن ازدواج، افزایش طلاق و موارد متعدد دیگری که همه و همه در جای جای دنیا مشابه است.
  • استفادۀ از نتایج تحقیقات دیگران، به هیچ عنوان نافی و مانع از انجام تحقیقات ملی و بومی نیست. امّا ندیده گرفتن نتیجۀ هزاران پژوهش انجام شده با موضوعی مشابه، بیشتر شبیه به اختراع مجدد چرخ است !

با توجّه به میزان ناچیز همباشی در ایران در مقایسه با دیگر کشورها، و از طرف دیگر اعتقادات دینی و فرهنگ غنی ملت ایران، آیا همباشی واقعاً یک تهدید است؟

بله. به دلایل زیر:

  • نتایج تحقیقات حاکی از آن است که همباشی مسری و ضریب انتشار بسیار بالائی دارد. همانطور که بیماری کرونا توانست در طی چند ماه کل کشور را درگیر کند، همباشی نیز می‌تواند طی چند سال زندگی بسیاری از افراد را آلوده کند.
  • همباشی مولودی است که در بستر فرهنگ غرب پرورش یافته است. این بستر در کشور ما نیز نفوذ جدی دارد و بنابراین همباشی در صورت ریشه گرفتن، به راحتی می‌تواند رشد کند.
  • اگرچه ناچیز امّا گزارش‌ها حاکی از وجود همباشی است. تجربه نشان داده است که این گستردگی امروزی همباشی در دنیا، از همین موارد ناچیز و حتّی مورد مذمّت همگان شروع شده است.
  • بی اطلاعی مردم به خصوص جوانان از ماهیّت اصلی همباشی، به شدت در شیوع و گسترش آن موثر است.
  • نشانه‎‌هائی از فعّالیّت سلبریتی‌ها برای معرفی همباشی دیده می‌شود. عاملی که در همۀ دنیا یکی از عوامل جدی گسترش همباشی است.
  • مسائل اقتصادی و موانع ازدواج ساده، که هر دو در کشور ما وجود دارد، از عوامل جدی تبدیل همباشی به یک تهدیداند.

با توجّه به گسترش همباشی در بسیاری از کشورهای دنیا، آیا کشور ما هم محکوم به تجربۀ چنین فراوانی خواهد بود؟

خیر. عوامل متعددی دست به دست هم داد تا همباشی اینگونه سریع و ناگهانی در غرب گسترش یابد. و بسیاری از این عوامل اصلی در کشور ما وجود ندارد.

قدمت همباشی

همباشی در بین تار و پود نظام زناشوئی غرب بافته شده بود. قدمت و عمق نفوذ تاریخی این پدیده اجتماعی نقش بسیار مهمی در شیوع ان در غرب داشت. امّا در کشور ما چنین عاملی وجود ندارد و این پدیده اجتماعی نسبت به غرب بسیار نوظهور است.

عدم مدنیّت ازدواج در غرب

ازدواج در غرب هیچگونه مدنیّتی ندارد و هنوز هم در تعریف مفاهیم و اصول ابتدائی این امر مهم دچار چالش‌های فراوانی است. همین هرج و مرج مفهومی و شکلی در امر ازدواج، بستر مناسبی بود برای شیوع ناگهانی همباشی.

قانونمندی ازدواج ایرانیان

امّا قانونمندی ازدواج ایرانیان در دوره ساسانی (قبل از قرون وسطای غرب) بر اساس اسنادی همچون “آفرین پیمان پهلوی” و “ماتیکان هزار دادستان“، هر داوری را متحیّر و انگشت به دهان می‌کند. همین نظام مدوّن زناشوئی که بعدا با فرامین دین اسلام تعدیل و منسجم شد، صدها سال است که روابط زناشوئی مردم را در این سرزمین از هر نوع انحرافی حفظ کرده است. بنابراین از این جهت هیچ بستر مناسبی برای گسترش همباشی در ایران وجود ندارد.

ظلم به زنان در غرب

یکی از دلایل اصلی شیوع گسترده همباشی در غرب، ظلمی است که در طول قرن‌ها زنان غرب –به خصوص زنان متأهّل– را به ستوه آورده بود.

بی هویتی به عنوان یک انسان، نداشتن حقوق انسانی برابر با مردان، عدم حق مالکیت، نداشتن حق رأی، و مواردی از این دست، زمینه مناسبی شد برای گریز از هر چیزی که حتّی شبیه به ازدواج باشد و فرصتی بود برای گسترش همباشی. امّا در ایران از این جهت هیچگاه انگیزه‌ای برای روی آوری زنان به سمت همباشی وجود ندارد.

قوانین مسخ شدۀ مسیحی

قوانین مسیحیت مسخ شده و تسلط کلیسای افراطی بر زندگی مردم غرب، یکی از دلایل اصلی دین‌ گریزی و فاصله گرفتن مردم از فرامین الهی و گرایش به سمت فردگرائی بود. و این شرایط بستر بسیار مناسبی شد برای تمایل به سمت همباشی. در نتایج تمام تحقیقات، افزایش همباشی رابطه مستقیمی با فاصله گرفتن از دین و فرامین الهی دارد.

امّا در ایران به واسطه عدم هر گونه تحریف در قرآن و جدیت علمای دینی در انتقال اسلام ناب به مردم، هیچگاه چنین دین گریزی وجود نداشته و از این لحاظ نیز، همباشی مجالی برای گسترش ندارد.

همانطور که ملاحظه می‌شود از جهات مهمی، همباشی در ایران بستر مناسبی برای ریشه گرفتن ندارد امّا با این حال غفلت از این پدیدۀ اجتماعی می‌تواند آن را تبدیل به تهدیدی غیر قابل مهار کند.

چگونه است که با وجود نفوذ جدّی فرهنگ غرب در کشور ما، تمایل قابل ملاحظه‌ای از طرف دختران و زنان ایرانی به همباشی دیده نمی‌شود؟

بهتر است اول مسئله را از منظر زنان غربی نگاه کنیم.

زنان غربی در طول تاریخ، همیشه به دنبال احقاق حقوق انسانی خود بوده‌اند که به دو دلیل از آنها گرفته شده است: اول به دلیل جنسیت زنانه و دوم به دلیل ازدواج.

این ظلم ریشه‌دار، بخشی از فرهنگ غرب و جدائی‌ناپذیر از آن است. همباشی در ظاهر، مفرّی بود برای گریز از ظلمی که به واسطۀ ازدواج بر زنان غربی تحمیل می‌شد. زن غربی از ازدواج و هر چیز شبیه ازدواج فراری بود و همباشی نمادی شد برای اجتناب از وابستگی زنان و فرصتی بود برای داشتن زندگیِ مشترک امّا بدون ازدواج.

طلاق عامل ایجاد و افزایش همباشی - سختی طلاق

و باید گفت که نتیجه همه تحقیقات حاکی از آن است که قربانی اول همباشی، این مار خوش خط و خال، همیشه زنان هستند.

حالا از منظر یک زن ایرانی و مسلمان مسئله را نگاه کنیم.

زن ایرانیِ مسلمان، آیا حق مالکیت نداشته است؟

زنان ایرانی قبل از اسلام (به خصوص اواخر دوران ساسانی) حق مالکیت داشته‌اند و بعد از اسلام هرگونه برابری حقوق مالکیّتی بین زن و مرد، قطعی و تثبیت شد. زنان ایرانی از قبل اسلام مهریّه داشته‌اند و پس از ظهور اسلام با عندالمطالبه شدن مهریّه، مالکیت زنِ متأهّل بر دارائی‌اش مسلّم و مورد تأئید قرار گرفت.

زن ایرانیِ مسلمان، آیا هویت و انسانیتش مورد تشکیک بوده است؟

که اگر اینگونه بود حق مالکیّتی نداشت. با ظهور اسلام و تاکید بر برابری زن و مرد از جهت انسانیت و حتّی رجحان زن از نظر دارا بودن ابزارهای رشد معنوی، هر گونه رفتار غیر انسانی و حتّی غیر اخلاقی در رابطه با زنان مورد مذمت قرار گرفت.

زن ایرانیِ مسلمان، آیا مورد خشونت و بدرفتاری همسر بوده است؟

آموزه‌های اسلامی

 که حداقل 14 قرن آموزه‌های اسلام، مردان را به خوش‌ رفتاری، رعایت ادب و احترام نسبت به همسرانشان ره نمون بوده است.

زن ایرانیِ مسلمان، آیا به واسطۀ ازدواج حقوق انسانی‌اش محدود می‌شده یا از جهت شأن اجتماعی تنزل می‌یافته است؟

 که درست بر عکس، زنان متأهّل همیشه از جایگاه اجتماعی بالاتری برخوردار بوده‌اند. زن ایرانی می‌تواند در زمان ازدواج هر گونه شرطی را برای چگونگی زندگی‌ مشترکش تعیین کند (همچون حقّ طلاق) و حتّی برای شیردادن و بچه‌داری‌اش هم مزد بستاند.

زن ایرانیِ مسلمان، آیا امروز از جهت حقوق انسانی، مالکیت، حقّ رأی، حقوق و دستمزد، تحصیلات عالی، انجام فعّالیّت‌های اجتماعی، حضور در صحنۀ سیاست و حکمرانی، و … با محدودیتی روبروست؟

از طرفی مرد ایرانی مسلمان، تلاشش برای امرار معاش و تأمین نیاز خانواده‌اش، پاداشی برابر با مجاهدان صحنه نبرد دارد و وظیفه‌اش فراهم نمودن زندگی مناسب و در شأن همسر است.

حال با این اوصاف، زن ایرانیِ مسلمان، چرا باید به دنبال جایگزینی برای ازدواج باشد؟ آیا میتوان شرایطی را بهتر از ازدواج متصوّر شد که در آن حقوق انسانی و مادی زن تأمین شود؟ آیا کسی بهتر از شوهر، بر حسب وظیفه و با عشق و علاقه نیازهای مادی و معنوی همسر و فرزندانش را تأمین خواهد کرد؟

آیا ازدواج سفید در ایران جائی برای خودنمائی خواهد داشت؟

سایر عوامل گسترش همباشی نباید از نظر پنهان بماند که البته در اینجا مورد بحث نیست.