آیا ازدواج بعد از همباشی پایدارتر است؟
آیا ازدواج بعد از همباشی پایدارتر است؟
♦ توهّم افزایش شانس موفقیّت ♦
جدیترین توهم رایج در رابطه با همباشی آن است که، با شناخت بیشتر طرفین از یکدیگر در دورۀ همباشی، شانس موفقیت آنها در ازدواج بعد از آن بیشتر میشود. نمونهای از اینگونه اعتقادات را میتوانید در گزارشات زیر ملاحظه کنید:
- 50 تا 65 درصد از آمریکائیها بر این باورند که همباشی قبل از ازدواج میتواند شانس موفقیت آنها را در رابطه (ازدواج بعدی) افزایش دهد. جوانان آمریکائی به ویژه اثرات مفید همباشی را باور دارند و معتقدند که همباشی آزمونی ارزشمند برای رابطۀ قبل از ازدواج است.[1]
- 88 درصد دانشآموزان دبیرستانی (1316 دانش آموز از 62 دبیرستان در آمریکا)، معتقد بودند که همباشی برای تعیین سازگاری در زندگی بعدی مفید است.[2]
- حدود نیمی از افرادی که به سبک همباشی با هم زندگی میکنند، همباشی را راهی برای ارزیابی سازگاری قبل از ازدواج میدانند[3].
[1]– (Rhoades, 2023 p. 3)
[2]– (Wendy D. Manning, 2007 p. 569)
[3]– (Claire M Kamp Dush, 2003 p. 540)

از این دست گزارشات معمولا در بخش بررسی منابع بسیاری از مقالات مربوط به همباشی دیده میشود. و همه محققان این حوزه از وجود چنین اعتقاداتی آن هم به صورت گسترده در بسیاری از جوامع درگیر با پدیدۀ همباشی اظهار تعجب میکنند.
♦ طلاق بیشتر به دنبال همباشی ♦
موزایلو[1] میگوید: با وجود فراوانی تحقیقاتی که حاکی از اثرات نامطلوب همباشی است، از اینکه اینقدر تعداد همباشی رو به افزایش است، گیج شدهام!. چرا که به طور عجیبی ازدواجهای بعد از همباشی به طلاق ختم میشوند، 48 درصد بیشتر از ازدواجهای معمول.[2] البته وجود چنین سردرگمیهائی دور از انتظار نیست چرا که غرب برای مفهومسازی وضعیت روابط بین زن و مرد به ویژه با گسترش همباشی، چندین دهۀ پر چالش را طی کرده است.[3] این سردرگمی حتی با سلایق جناحی و سیاسی هم درآمیخته است تا جائی که دموکراتهای آمریکائی، همباشی قبل از ازدواج را بیشتر عامل موفقیت ازدواج بعدی میدانند و جمهوریخواهان بیشتر آن را عامل منفی قلمداد میکنند.[4]
[1]– (Mosailova, 2014 p. 5)
[2]– (Rhoades, 2023 p. 3)
[3]– (Thornton, 2007 p. 78)
[4]– (Juliana Horowitz, 2019 p. 27)

اینگونه گزارشها تقریبا در همه کشورهای درگیر با همباشی وجود دارد. به عبارت دیگر، اگرچه همباشی خود یکی از عوامل افزایش طلاق شده اما در عین حال به شدت در حال افزایش است.
♦ فرضیۀ ” وجین علف هرز ” ♦
شاید بهترین توصیف برای این مزیت خیالی، که همباشی میتواند راهی برای آزمون طرفین قبل از ازدواج باشد، در فرضیه “وجین علف هرز“[1] دیده شود. ظاهرا در دهۀ 80 قرن بیستم، این فرضیه برای بیان مزیت همباشی قبل از ازدواج اینگونه متصور شده است:
” … هر فردی همچون یک باغبان، طرح زندگی خود را کشت میکند. گاهی درختان شریک، محصولاتی با رشد سریع، سر از خاک در میآورند. اما متاسفانه اینجا فقط برای یک یا حداکثر دو شریک جا هست… جای کافی برای همه نیست… از طرفی این شرکای سر دربرآورده همیشه موارد مناسبی نیستند و باغبان (مرد / زن) میتواند علف هرز را وجین کند و مورد مناسب را نگه دارد… اما این به وقت و مهارت کافی نیاز دارد تا ببیند کدام بهترین است…

همباشی سریالی
نتیجه این فرایند گزینشی بعد از اینکه به یک مورد مناسب رسید (همباشی سریالی)، میوههای شیرینی است که درختان شریک میتوانند از آن استفاده کنند… در واقع همباشی جای ملاقاتی است برای ریز و درشت کردن (سوا کردن، دستچین کردن) شریک زندگی. اگر مورد مناسبی بود شاید ازدواج کنند و بچهدار شوند و اگر نه با شریک دیگری …”[2]
[1]– weeding-out hypothesis
[2]– (Klijzing, 1992)

چنین تصوری باعث شده تا همباشی با عناوینی همچون رابطۀ آزمایشی[1]، ازدواج آزمایشی[2]، اجرای آزمایشی[3]، نوعی خواستگاری[4]، آزمون سازگاری[5]، مرحلۀ واسط[6]، پلّه (جای پا)[7]، بخشی از فرایند[8]، بخشی از مسیر زندگی[9]، دورۀ فشردۀ آشنائی (قرار ملاقاتها)[10]، شانسی برای ازدواج موفق[11]، و یا پیش درآمد ازدواج[12] شناخته شود.
[1]– Trial relationship, (Thornton, 1992 p. 360)
[2]– Trial Marriage, (Gold, 2012 p. 317)
[3]– Trial run, (Brandon, 2010 p. 2)
[4]– Courtship, (Gold, 2012 p. 317)
[5]– (Gold, 2012 p. 317)
[6]– Intermediary step, (Cooperstock, 2023 p. 399)
[7]– Stepping stone, (Heather M. Foran, 2022 p. 2)
[8]– (Brandon, 2010 p. 2)
[9]– Part of Future Life Trajectory, (Wendy D. Manning, 2007 p. 559)
[10]– Intensive form of dating, (Cooperstock, 2023 p. 407)
[11]– (Juliana Horowitz, 2019 p. 22)
[12]– Precursor to marriage, (Cooperstock, 2023 p. 399)
♦ تصوّر ایجاد شناخت بهتر قبل از ازدواج ♦
و بر پایه همین تصوّر ایجاد شناخت بهتر قبل از ازدواج و به دنبال آن ازدواجی موفقتر، همباشی با یک اقبال عمومی روبرو شده است.[1] به عبارت دیگر انتظار عمومی آن است که همباشی در جهت شناخت بهتر اینگونه باشد:
- …فرصتی برای تمرین نقشهای برابر طرفین
- توسعۀ و بهبود ارتباط طرفین (جدا از نقش زناشوئی)…
- حذف توهمات مرتبط با ازدواج…[2]
- حذف تطابقهای منفی (فرضیۀ حذف علف هرز)[3].
- پایداری ازدواج بعد از همباشی[4]
[1]– (Brandon, 2010 p. 2)
[2]– (Gold, 2012 p. 318)
[3]– (Wendy D. Manning, 2021 p. 260)
[4]– (Claire M Kamp Dush, 2003 p. 540)
♦ واقعیّت تاثیر همباشی بر ازدواج چیست؟ ♦
البته باید اذعان کرد که در قرن بیست و یکم میلادی برای همباشی کمتر چنین نقشهائی متصور میشود[1] چرا که بیشتر جایگزینی برای مجردی و یا ازدواج شده است.
اما واقعیت چیست؟ همباشی چه تاثیری در ازدواجهای بعدی دارد؟ و آیا همباشی بر اساس انتظار رایج، توانسته است موجب موفقیت و دوام بیشتر برای ازدواج بعد از خود باشد؟
قبل از پاسخ به این سوالات باید به این نکته توجه کرد که همباشی در گسترۀ کشورهای غربی سابقۀ چند صد ساله دارد. و کشورهای دیگری هم که به دلایل مختلف به این پدیدۀ اجتماعی مبتلا شدهاند، حداقل بیش از 50 سال است که تجربهاش میکنند.
بزرگترین تغییر در “خانواده غربی»
در چند دهه اخیر، افزایش چشمگیر همباشی در غرب به عنوان بزرگترین تغییر در “خانواده غربی» شناخته میشود. همباشی از یک رفتار حاشیهای به رفتاری قابل قبول و عادی تبدیل شده و در بسیاری از کشورهای اروپائی، تنها راه رسیدن به ازدواج است.

به چالش کشیدن ازدواج
همباشی نهاد ازدواج را به چالش کشیده و ضرورت ازدواج را مورد تردید قرار داده است. همباشی نه تنها نقشهای اجتماعی و روابط خویشاوندی را تغییر داده حتی نهادهای قانونی را هم دچار چالش کرده است و به طور کلی پیامدهای آن جامعه را در بر گرفته است.[2]
شگرفترین تغییرات زندگی خانوادگی
و در یک جمله، همباشی یکی از شگرفترین تغییرات زندگی خانوادگی در طی 40 سال اخیر است.[3] بر همین اساس هزاران محقق و پژوهشگر با عقاید و سلایق و تخصصهای متفاوت در تمام این کشورها مشغول بررسی نتایج تجربۀ این سبک از زندگی توسط میلیونها نفر در سراسر جهان هستند. بنابراین نتایج به دست آمده از این تحقیقات گسترده با جامعۀ آماری بسیار بزرگ، منبع بسیار گرانبهائی است برای پی بردن به واقعیت همباشی.
[1]– (Cooperstock, 2023 p. 407)
[2]– (Harris, et al., 2015 p. 702)
[3]– (Nazio, 2008 p. 3)
♦ افزایش طلاق به علت همباشی ♦
واقعیت آن است که نه تنها هیچ مدرکی دال بر اینکه همباشی توانسته باشد احتمال طلاق را در ازدواج بعد از خود کاهش دهد، وجود ندارد[1] بلکه تقریبا همه تحقیقات حاکی از این است که همباشی احتمال طلاق در ازدواج بعد از خود را افزایش میدهد. به نمونههائی از این گزارشات توجه کنید:
کاهش کیفیت روابط
- مطالعات بسیاری برای دهههای متمادی در ایالات متحدۀ آمریکا، حاکی از آن است که همباشی موجب کاهش کیفیت روابط طرفین در ازدواج بعدی است. به گونهای که به طور نسبی احتمال طلاق در ازدواجهای بعد از همباشی 48 درصد بیشتر از ازدواجهائی است که بدون همباشی بوده است.[2] در ایالات متحده، همباشی قبل از ازدواج موجب افزایش بی ثباتی و تضعیف روابط زناشوئی شده است.[3]
افزایش احتمال طلاق
- در انگلستان، بر خلاف تصور رایج همباشی به عنوان یک ازدواج آزمایشی عمل نمیکند و نه تنها احتمال طلاق را در ازدواج بعد از خودش کاهش نمیدهد، بلکه احتمال طلاق 60 درصد افزایش مییابد.[4]
خلاف باورهای عامّه
- تحقیقات بیانگر آن است که بر خلاف باورهای عامه، با وجود همباشی بیش از ازدواج، میتوان درصد بالاتر طلاق و نارضایتی از رابطه را در ازدواج بعدی، پیشبینی کرد.[5]
سطوح بالاتر بیثباتی زناشوئی
- انتظار میرفت که همباشی، تطابقهای منفی را از بین ببرد و موجب بهبود شود، اما شواهد تجربی نشان داد که همباشی قبل از ازدواج با سطوح بالاتری از بیثباتی زناشوئی همراه است.[6]
ناپایداری در ازدواجهای بعدی
- گفتنی است که رابطۀ بین همباشی و ناپایداری در ازدواج بعدی تنها مربوط به اولین ازدواج نیست و حتی ازدواجهای مجدد بعد از آن را هم متاثر میکند.[7]
جلو انداختن زمان طلاق
- همباشی قبل از ازدواج نه تنها درصد طلاق را در ازدواج بعدی افزایش میدهد، زمان وقوع طلاق را هم به طور متوسط 5/2 سال جلو میاندازد.[8]
ایجاد راه طلاق
- اگرچه بسیاری تصورشان آن است که همباشی راهی به سوی ازدواج است اما همباشی در واقع راه طلاق و جدائی را در ازدواج بعدی شکل میدهد.[9]
تاثیر منفی بر نگرشها
- همباشی قبل از ازدواج، نه تنها نگرش افراد و روابطشان را تحت تاثیرات منفی خود قرار میدهد حتی بر سلامت روان آنها نیز اثرات منفی دارد.[10]
افزایش خشونت و بیحرمتی
- میزان خشونت و بیحرمتی بین طرفین در همباشی بالاست و همین وضعیت به ازدواج بعد از آن منتقل میشود که میتواند عامل افزایش طلاق باشد.[11]
[1]– (Rhoades, 2023 p. 6)
[2]– (Rhoades, 2023 pp. 1,6)
[3]– (Claire M Kamp Dush, 2003 p. 539)
[4]– (Brandon, 2010 p. 2)
[5]– (Mosailova, 2014 p. 2), (Claire M Kamp Dush, 2003 p. 540)
[6]– (Wendy D. Manning, 2021 pp. 260,261)
[7]– (Claire M Kamp Dush, 2003 p. 540)
[8]– (Brandon, 2010 p. 2)
[9]– (Brandon, 2010 p. 6)
[10]– (Øystein Kravdal, 2023 p. 104)
[11]– (Mosailova, 2014 p. 6)
همباشی دیگر مقدمه ازدواج نیست
از این دست تحقیقات و نتایج مشابه آنقدر زیاد است که ذکر همۀ آنها نشدنی و شاید کاری بیهوده باشد. چرا که تشابه نتایج جائی برای تردید باقی نمیگذارد. و شاید یکی از دلائل اصلی اینکه دیگر همباشی به عنوان مقدمه یا پیش درآمد ازدواج مطرح نیست[1]، وجود اینگونه نتایج باشد.
با این حال بعضی معتقدند که اگرچه همباشی میتواند اثرات مثبت کوتاه مدتی در ازدواج بعدی داشته باشد (سال اول ازدواج)، اما اثرات منفی بلند مدت آن در ازدواج بعدی به جای خود باقی است.[2]
البته اندک مطالعاتی هستند که در نهایت همباشی را بیتاثیر بر ازدواج بعدی دانستهاند. به عبارت دیگر تاثیر مثبتی هم از همباشی بر ازدواج بعدی گزارش نکردهاند[3]. و به قولی شاید همباشی بتواند مانع یک ازدواج دشوار بشود اما احتمال طلاق را کاهش نمیدهد[4].
اما چگونه همباشی بر کیفیت زناشوئی بعدی اثر میگذارد و احتمال طلاق در ازدواج بعد از خودش را افزایش میدهد؟
پاسخ به این سوال در طول چند دهۀ اخیر متفاوت بوده است. ظاهراً اولین بار توجیه تاثیر منفی همباشی بر ازدواج، با دیدگاه “اثر انتخاب” صورت گرفته است.
[1]– (Cooperstock, 2023 p. 407)
[2]– (Heather M. Foran, 2022 p. 7)
[3]– (Wendy D. Manning, 2021 p. 261)
[4]– (Rhoades, 2023 p. 6)
♦ دیدگاه اثر “انتخاب“ [1] ♦
مشکلات زمینهای
بر اساس این دیدگاه، افرادی که قبل از ازدواج وارد رابطۀ همباشی شدهاند، دارای مشکلات زمینهای متعددی هستند. سطح تحصیلات پائین، مشکلات اقتصادی، بزرگ شدن با والدینی که طلاق گرفتهاند، نگرشهای غیر سنتی به ازدواج و غیر مذهبی بودن از جمله مشکلات زمینهای اینگونه افراد است[2]. بیشتر کسانی وارد رابطۀ همباشی میشوند که کمترین تعهد را نسبت به ازدواج و بیشترین پذیرش را نسبت به طلاق دارند.[3] بیشتر کسانی وارد رابطۀ همباشی میشوند که قائل به نقشهای جنسیتی برابر هستند و از خانوادههای ناپایدار آمدهاند.[4]فرزندان طلاق همچون والدینشان، طلاق را پذیرفتنیتر و ازدواج را نه چندان مطلوب میدانند و همین افراد بیشتر متمایل به همباشی هستند.[5]
سرایت مشکلات از همباشی به ازدواج
بدیهی است که در اینگونه افراد اگر همباشی به ازدواج ختم شود، زندگی جدید آنها نیز متشکل از زوجینی است که همان مشکلات را دارند و بنابراین کیفیت زناشوئی پائینتر و احتمال طلاق بالاتر کاملا قابل پیشبینی است. به عبارت دیگر زوجهائی که وضعیت اجتماعی–اقتصادی پائینتری دارند، از یک رابطۀ همباشی ناموفق به یک ازدواج ناموفق منتقل میشوند و نتیجه چیزی جز احتمال بالای طلاق نیست[6].
[1]– Selection Perspective
[2]– (Claire M Kamp Dush, 2003 p. 540)
[3]– (Thornton, 1992 p. 371)
[4]– (Heather M. Foran, 2022 p. 2)
[5]– (Thornton, 1992 p. 360)
[6]– (Mosailova, 2014 p. 11)
بر اساس این دیدگاه، همباشی به خودی خود تاثیر منفی بر ازدواج بعدش ندارد، بلکه این عوامل بیرونی و سابقهداری است که در زوجین از قبل وجود داشته و باعث اثرات منفی بر زندگی بعد از همباشی میشود.
دیدگاه انتخاب شاید به نوعی با اقتضای شرایط دهههای 70 تا اواخر قرن بیستم، همخوانی و تطابق داشت.
♦ چرائی تصورات نادرست ♦
از طرفی افزایش پیوسته نرخ طلاق در این مقطع تاریخی، چنین مینمود که همباشی میتواند راهی برای کاهش احتمال طلاق باشد[1] و از طرف دیگر تحقیقات علمی با موضوع همباشی نادر بود. تا اواخر دهۀ 1980 میلادی، تحقیقات دربارۀ همباشی به سه دلیل خیلی کم و بیشتر متمرکز بر آمار و کمیّت همباشی بود:
- اول، تصور میشد که تعداد همباشیها خیلی کم است و آن چیزی هم که وجود دارد بیشتر مربوط به اقشار خاصی است (حاشیههای اجتماعی[2]).
- دوم، همباشی را بیشتر مختص دانشجویان میدانستند.
- سوم، عدم وجود سرشماری درست و اطلاعات کافی
[1]– (Rhoades, 2023 p. 6)
[2]– Social fringe
توهّم عملی خردمندانه
اما تقریبا از انتهای قرن بیستم به بعد، با انجام سرشماریهائی که زندگیهای شکل گرفته بر پایۀ همباشی را هم مورد توجه قرار میدادند و تغییرات چشمگیر در هنجارهای اجتماعی، توجه به جنبههای کیفی و تاثیرات اجتماعی همباشی، وجه غالب در تحقیقات شد[1].
یعنی دقیقا در دوران اوجگیری گسترش همباشی، هنوز اطلاعات کافی درباره تاثیرات منفی این پدیدۀ اجتماعی وجود نداشت و موجب میشد که علل آثار سوء اینگونه روابط را در جائی به غیر از همباشی جستجو کنند و همباشی را عملی خردمندانه بدانند.
[1]– (Gold, 2012 p. 315)
چنین احساس عاقلانهای که “زندگی با یکدیگر قبل از ازدواج ” برای آزمون روابط مفید است از همان زمان تثبیت و هنوز هم دربین عامه مردم مشهود است. به گونهای که در ایالات متحدۀ آمریکا تخمین زده میشود که 70 درصد مردم بیش از ازدواج، رابطه همباشی داشته باشند[1] و یا در کشوری مثل سوئد از دیدگاه جامعه شناختی، ازدواج و همباشی جایگاهی برابر داشته باشد.[2]
اگرچه دیدگاه انتخاب پاسخگوی بخشی از تاثیرات همباشی بر ازدواج بود، اما دیری نپائید که ناکارآمدی این دیدگاه در توجیه و تفسیر اثرات منفی همباشی بر ازدواج بعد از خودش، آشکار شد.
ناکارآمدی دیدگاه انتخاب
با افزایش ناگهانی همباشی در چند دهۀ گذشته در جهان غرب، دیگر همباشی تنها مختص افراد خاص نبود. جامعۀ آماری کسانی که به این سبک زندگی میکردند آنقدر زیاد شده بود که نمیشد همه آنها را افرادی با مشکلات زمینهای دانست. اما با این وجود باز هم درصد طلاق در ازدواجهای بعد از همباشی به طور فاحشی بیشتر از درصد طلاق ازدواجهائی بود که بدون همباشی قبلی آغاز شده بود.
بر اساس دیدگاه اثر انتخاب و از نگاه روشها و آزمونهای آماری، انتظار آن بود که با افزایش چشمگیر همباشی در بین همۀ اقشار، دیگر همباشی تاثیر قابل توجهی بر میزان طلاق نداشته باشد، اما نتایج چیزی بر خلاف این پیش بینی بود.[3]
به عبارت دیگر منطق دیدگاه انتخاب، برای توجیه همۀ اثرات منفی همباشی بر ازدواج، قابل دفاع نبود. و این ناکارآمدی باعث شد که محققان به دنبال دلائل دیگری باشند که به “اثر تجربۀ همباشی” معروف شد.
[1]– (Rhoades, 2023 p. 6)
[2]– Invalid source specified.
[3]– (Claire M Kamp Dush, 2003 p. 545)
♦ دیدگاه اثر “تجربه همباشی”[1] ♦
طرفداران دیدگاه اثر “تجربه همباشی”، معتقدند که همباشی ذاتاً[2]، درونزا[3] و به صورت سببی[4] موجب تغییراتی در افراد و روابط بین آنها خواهد شد که باعث تضعیف کیفیت و تعهدات زناشوئی بعدی آنها میشود.[5]
چگونگی تاثیر همباشی بر افراد و روابطشان در مدت زمان این رابطه، بیشتر با تغییر نگرش افراد نسبت به ازدواج و طلاق تفسیر میشود. مطالعات حاکی از آن است که همباشی قبل از ازدواج، پذیرش طلاق را افزایش و پذیرش هنجار ازدواج دائمی را کاهش میدهد. در چنین حالتی، نگرشها و رفتارهای فردگرایانه که در تعارض با رفتار زناشوئی است افزایش مییابد و طرفین برای حل مسائل و مشکلات بوجود آمده در زندگی مشترک وقت کمتری صرف میکنند. زیرا ترک رابطه خیلی سادهتر از ترمیم آن است.[6]
در توصیفی دیگر، انحلال همباشی این دیدگاه را در طرفین تقویت میکند که روابط صمیمانه، موقتی و شکننده هستند و همین نگرش را نسبت به ازدواج تعمیم میدهند و انتظارشان از ازدواج، یک رابطۀ دائمی نخواهد بود.[7]
در طول مدت همباشی با گذشت زمان چنین نگرشها و رفتارهائی در طرفین نهادینه میشود و دقیقا اثرش را در ازدواج بعد از خود نشان میدهد.
[1]– The Experience of Cohabitation
[2]– Interinsic, (Heather M. Foran, 2022 p. 7)
[3]– Endogenous , (Judith P. M. Soons, 2009 p. 1152)
[4]– Causal Effect
[5]– (Claire M Kamp Dush, 2003 p. 541)
[6]– (Claire M Kamp Dush, 2003 pp. 541-545)
[7]– (Thornton, 1992 pp. 361,371)
♦ دیدگاه لَختی (اینرسی) ♦
نظریۀ لَختی (اینرسی)، فرضیۀ دیگری در ارتباط با چگونگی تاثیر همباشی بر ازدواج بعد از آن است. بر اساس این نظریه، همباشی موجب ایجاد لَختی، سکون و یا تعلل در “با هم ماندنِ بدون تعهد” میشود. طرفین بدون آنکه برنامۀ مشخصی برای آینده و به خصوص ازدواج متعهدانه داشته باشند در این سبک از زندگی ماندگار میشوند و شکستن چنین ارتباطی برایشان سخت میشود و ناخواسته مدت بیشتری را با هم میمانند. [1] به عبارتی دچار نوعی گرفتار شدن یا درهم تنیدگی زودتر از موعد میشوند.[2]

ازدواج قهری، پس از همباشی
در همباشی، رابطۀ طرفین به نوعی سبک زندگی تبدیل میشود و همین امر موجب میشود که با حالتی لَختی یا چسبندگی قهری، بدون در نظر گرفتن کیفیت رابطۀ فعلی آنها در همباشی و رضایت از آن، به مرحلۀ ازدواج منتقل شوند. به عبارت دیگر ازدواج بعد از همباشی به دنبال یک فرایند شناختی گسترده، تحقق پیدا نمیکند بلکه تنها به عنوان یک مرحلۀ قهری بعد از همباشی تلقی میشود.[3]
کاهش فرصت همسریابی
در ابتدای امر طرفین نسبت به یکدیگر شک دارند و برای آزمون همدیگر وارد رابطۀ همباشی میشوند اما در اثر لَختی ایجاد شده توسط همباشی، ارتباط با همان کسی را که نسبت به او در شک و تردید بودند، بیشتر ادامه میدهند. چنین حالتی هم فرصت پیدا کردن همسر مناسب را برای آنها کاهش میدهد و هم بر اساس توضیحات قبلی، طرفین مدت بیشتری را در شرایطی میگذرانند که اثرات منفی سببیاش بر ازدواج بعدی قابل چشمپوشی نیست. نکته قابل تامل دیگر آن است که همباشیهای متوالی (سریالی)، خطر انحلال و طلاق در ازدواج بعدی را به مراتب بیشتر از یک بار همباشی تحت تاثیر قرار میدهند.[4]
[1]– Theory of Inertia, (Rhoades, 2023 p. 7)
در فیزیک به تمایل اجسامِ متحرک به ادامه حرکت و تمایل اجسام ساکن به ماندن در حالت سکون، اینرسی یا لختی میگویند به بیان دیگر، به مقاومت در برابر تغییر در وضعیت موجود، اینرسی گفته میشود.
[2]– Prematurely Entangled
[3]– (Mosailova, 2014 p. 10)
[4]– (Rhoades, 2023 pp. 7-19)
ازدواجی ناموفق با احتمال بالای طلاق
در ارتباط با اثر انتخاب و اثر تجربۀ همباشی، بحثهای علمی مفصلی وجود دارد. تعیین و تفکیک عوامل بیرون از همباشی، انتخاب جامعۀ آماری درست و یکسان در تحقیقات متفاوت و… که از حوصلۀ این نوشتار خارج است. در مواردی سعی شده اینگونه بیان شود که اگر همباشی همراه با برنامهریزی، تعهد و عقلانیت همراه باشد، میتواند پدیدهای کار آمد باشد!!. اما خلاصه نتایج دربارۀ تاثیر همباشی بر ازدواج بعد از آن، چیزی به غیر از تحقق ازدواجی ناموفق با احتمال بالای طلاق نیست.[1]
[1]– (Mosailova, 2014 pp. 11,12,20,21)
تاثیرات هورمونی همباشی -به ویژه همباشیهای سریالی- نیز میتواند بخشی از دلایل افزایش احتمال جدائی را در ازدواج بعد از همباشی، توجیه کند.
برای مشاهده منابع کلمه عبور را وارد کنید.
برای تغییر این متن بر روی دکمه ویرایش کلیک کنید. لورم ایپسوم متن ساختگی با تولید سادگی نامفهوم از صنعت چاپ و با استفاده از طراحان گرافیک است.


































